محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
684
خلد برين ( فارسى )
برافراشت . چون محمدى خان از معاودت سردار خبردار شد به خواه و ناخواه دست از دامن حكومت آن ولايت كوتاه كرده رخت اقامت به نخجوان كشيد و عيال و اطفال خود و غازيان را در قلعهء النجق جاى داده خاطر از رهگذر ايشان جمع گردانيد . و چون اميرخان و امراى تركمان بنا بر قرب جوار اكراد قدم از دار السلطنهء تبريز و ساير محال بيرون ننهادند ولايت چخور سعد كه معظم ارمنيهء صغرى است از حيطهء ضبط و تصرف كاركنان دولت ابد مدت بيرون رفت و همچنين احدى از امراى قزلباش را در مملكت شروان مجال اقامت نمانده تمامى آن ولايات در تحت تصرف عسكر روم قرار و استقرار گرفت . ديگر از وقايع اين سال آن بود كه خدرمعلى فاطمه سلطان بيگم صبيهء قدسيهء شاه جنت مكان كه چراغ افروز حريم حرم امير خان بيگلر - بيگى آذربايجان بود در اثناى اين سال پر ملال دست قضا ابواب امراض متضاره بر روى مزاج اعتدال سرشت آن ملكهء ملكى صفات گشود و مداوا و معالجهء اطباى حذاقت پيشه و اهتمام ايشان در ازالهء مرض سودمند نيامده عاقبت از جهان گذران به بهشت جاويدان نقل مكان نمود و نعش محفوف به مغفرت آن قدسى طينت را به دار الارشاد اردبيل نقل مكان نموده در حظيرهء مقدسهء سلطان الاولياء مدفون ساختند . گفتار در ذكر وقايعى كه بعد از معاودت موكب ظفر نشان به صوب عراق و آذربايجان در خراسان روى نمود چون حكومت مشهد مقدس معلى چنانچه ايمائى به آن شد به تغيير مرتضى قلى خان به سلمان خان ولد شاهعلى ميرزا همشيرهزادهء