محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
53
خلد برين ( فارسى )
بر صحيفهء خاطر قدس مناظر مىنگاشت . و چون دست اقتدار حسن پادشاه بساط دولت دو پادشاه والاجاه را كه يكى سلطان ابو سعيد گوركان و دويم ميرزا جهانشاه تركمان بود به نيروى بازوى وصلت و پيوند اين و الا دودمان چنانچه در محل خود ايمائى به آن شد در نورديد نظر به سلطان حيدر بيشتر از پيشتر بساط ارادت و اخلاص و مردمى و اختصاص مبسوط گردانيد و به تجديد سلسلهء پيوند خود را با اين دودمان و الا شان استحكام داده صبيهء صفيهء خود عليمه بيگم « 1 » را كه گوهر صدف عفت بود با آن در درياى كرامت در سلك ازدواج كشيد و به اين پيوند ارجمند ، پايه و قدر سلطان حيدر [ بيشتر ] از پيشتر به ذروهء چرخ اخضر رسيده درگاه گردون انتباهش مطاف جباه كافهء انام و محل اجتماع خواص و عوام گرديد و روز بروز كوكب اقبالش بر مدارج سرورى و معارج بلند اخترى صعود مىنمود تا سلطنت صورى علاوهء پادشاهى معنوى شد و خرقهء درويشى به تشريف پادشاهى و طاقيهء تركمانى به تاج شاهى تبديل يافت چه در آن روزها شبى در خواب مأمور به آن گرديد كه از سقرلاط قرمزى تاج دوازده ترك كه علامت اثنى عشرى بودن است ترتيب داده به آن سرفرازى نمايد و تارك اتباع خود را نيز به آن افسر سربلندى بيارايد . بنابر اين آن تاجبخش تختنشين ، طاقيهء تركمانى را كه در آن زمان سرفرازى مردمان به آن بود به تاج دوازده ترك حيدرى تبديل فرمود و منتسبان خاندان كرامت و صوفيان صفوت نشان دودمان هدايت اقتدا به آن حضرت كرده به اين افسر امتياز از ساير - الناس ممتاز و در ميان مردمان به « قزلباش » مشهور گرديدند . بالجمله اسباب حشمت و جلالت آن حضرت ساعت به ساعت زيادت مىشد و روز بروز ارباب ارادت و اخلاص در عتبهء گردون مناص به پايهء والاى اقتدار اختصاص مىيافتند تا اسباب سلطنت و جهانبانى مهيا گرديد و پايهء تخت شهريارى به اوج ثريا رسيد . و تا حسن پادشاه خال آن حضرت بر تخت سلطنت متمكن بود روزگار
--> ( 1 ) - عالم آراى عباسى و خلاصة التواريخ : « حليمه بيگم » .