محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

636

خلد برين ( فارسى )

مسيب خان نامزد شاهزادهء عالم و عالميان شده بود در سلك ازدواج آن طرازندهء تخت و تاج درآمد و سمايون و الكسندر به تهيهء سفر آن دو پرى پيكر پرداخته هودج ايشان را مصحوب امراى عالى شان به حجلهء خاص شاهزادهء جهان و جهانيان روان ساختند . و چون امراى عظام ، مهام مذكوره را بر حسب دلخواه نظام و انتظام دادند ميرزا سلمان وزير و ساير امراى كشورگير به مصلحت بخت جوان و تدبير پير ، مصلحت چنان ديدند كه هر يك از سلاطين گرجستان يكى از پسران خود را به رسم « نوا » به مرافقت صبايا به درگاه معلى فرستند كه ملتزم ركاب سعادت انتساب شاهزادهء عالى - جناب و در گرو اطاعت و انقياد پدران خود پيوسته كامران و كامياب بوده باشند . خوانين گرجستان اين معنى را وسيلهء مفاخرت و مباهات و سرمايهء سربلندى و ارجمندى خود شمرده به چوگان قبول فرمان ، گوى اطاعت و انقياد از ميدان اماثل و اقران بردند ، و كستنديل - ميرزا پسر الكسندر خان و لوارصاب ميرزا خلف سمايون خان كه هر يك در سن دوازده سالگى بودند به فرمان پدران خود ابواب ادراك اين سعادت بر روى روزگار خود گشودند . و چون الكسندر خان از عهدهء اداى باج و خراج چند سالهء ولايت متعلقه به خود بيرون نيامده بود تعهد نمود كه خراج چند سالهء مملكت خود را كه سه هزار تومان مىشد تحويل صاحب جمع خزانهء عامره نموده « قبض الواصل » بستاند ، و هزار تومان نيز به رسم اقامت به سركار ميرزا سلمان و ساير امراى عالى شان رساند . و چون سرانجام وجوه مزبوره و ايصال آن در گرجستان متعذر بود خواجه يعقوب يهودى وزير خود را كه به ثروت و سامان بر اقران رجحان داشت مصحوب امراء به گنجه فرستاده فرمان داد كه چهار هزار تومان مذكور را در آنجا به كاركنان دولت ابد بنيان و اصل ساخته رايت مراجعت نمايد . امراى عالى شان چون خاطر از اطاعت و فرمانبردارى خوانين گرجستان و فيصل قضاياى آن حدود جمع نمودند هر يك از ايشان را به خلاع شاهانه و تشريفات خسروانه كه از سركار شاه و شاهزاده