محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
48
خلد برين ( فارسى )
ناگزير خود خبر داد و بعد از تبليغ مواعظ و نصايح سودمند ، دلهاى رميدهء آن طايفهء عليه را [ 11 ] به كمند اطاعت و انقياد فرزند ارجمند و جانشين بىمثل و مانند خود سلطان جنيد صيد نمود . و چون از شرايط نصيحت و لوازم وصيت بازپرداخت طاير بلند پرواز روح پر فتوحش بر شاخسار سدره و طوبى آشيان ساخت و فرزند ارجمند سلطان جنيد به لوازم تجهيز و تكفين آن سفر گزين شهرستان عليين قيام نموده در جوار آباى عظام و اجداد عالى مقام مدفون گردانيد . سلطان جنيد شاهين بلند پرواز اوج كرامت و هدايت و شاهباز شكارانداز فضاى دلگشاى سلطنت و جلالت بود . اشعهء انوار كرامت و هدايت از جبين مبينش ظاهر و شعشعهء لوامع سلطنت و شهريارى از ناصيهء حال سعادت اشتمالش باهر . آفتابى عالمتاب از مطلع بلند اقبالى طالع و بدرى عالمافروز از مشرق بىمثالى لامع . چون نوبت سجادهنشينى و ارشاد به موجب وصيت پدر به آن سرور رسيد جامع خلافت صورى و معنوى و مبدع سلطنت ظاهر و باطن گرديده افسر سرورى و تاج صاحب كلاهى و پادشاهى بر سر نهاد . سالكان شاهراه ارادت و اخلاص از اطراف و اكناف روى توجه به آستان جلالش آوردند و سدهء سدره مرتبهء جنابش مجمع - البحرين سلطنت و كرامت گرديد و روز بروز بر جمعيت صوفيان صافى طويت و مريدان اخلاص طينت مىافزود تا كار به جائى رسيد كه ميرزا جهانشاه تركمان كه در آن زمان فرمانفرماى عراق و آذربايجان بود از زوال مملكت خود انديشيده از بيم بدنامى چون قدم در ميدان محاربهء آن حضرت نمىتوانست گذاشت به كرات كسان فرستاده آن حضرت را از مملكت خود عذر خواست و آن جناب از راه مصلحت وقت ، عزم توجه به جانب ديار بكر جزم فرموده با بسيارى از هواخواهان دودمان صفويه و صوفيان صافى طويت آن خاندان