محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
617
خلد برين ( فارسى )
غير آن در آن ولايت به رتبهء امارت رسيده به تابينى سلمان خان مأمور گرديدند . و چون امراى مذكوره از موكب ظفرنشان به جانب شروان از راه ارسبار روان شده بودند به سبب شدت گرمى هوا در كنار رود كر در ييلاق مدشير رحل اقامت افكندند كه بعد از جمع آمدن سپاه و لشكر و مهيا شدن اسباب سفر چون هوا به اعتدال آمد به صوب مقصد حركت نمايند . و هم در اين سال خليل خان افشار حاكم [ كوه ] گيلويه كه چهار سال بود كه در آستان اقبال آشيان به سر مىبرد از راه خروج قلندر و شورش و فسادى كه به سبب خروج آن بد اختر در آن كشور روى نموده بود مرخص گرديده رخت اقامت به آن ولايت كشيد . و فرمان عالى شان به نفاذ پيوست كه على خان بيگلربيگى فارس به اتفاق امراى تابين و ولى خان افشار حاكم كرمان متوجه آذربايجان شوند و شرح اين قضايا در محل خود از مساعدت وقت ، مأمول است . ان شاء الله تعالى . گفتار در ذكر توجه رايات آفتاب اشراق از دار - السلطنهء تبريز به صوب ييلاق و وقايعى كه در آن اوان اتفاق افتاد [ 133 ] چون وعدهء ملاقات بهار عالم آرا به سال ديگر افتاد و هواى تابستان با شاهدان گلستان از در گرمى درآمده حرارت هواى تبريز روى به ازدياد نهاد و از رهگذر قحط و غلا و شدت گرما فى الجمله وبائى گريبانگير مردم شهر گرديد كوكبهء جلال شهريار به استحقاق به صوب ييلاق توجه نموده در فضاى اشگنبر گلبيز بار اقامت گشود . در خلال اين احوال به مسامع جلال پيوست كه سلطان مراد خان قيصر روم ، سنان پاشا مشهور به « قوجه سنان » را با لشكرى گران به عزم تسخير بقاياى مملكت شروان به مدد عثمان پاشا روان نموده