محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
615
خلد برين ( فارسى )
از شيخاوندان خدمتش را به حيله و افسون از حظيرهء مقدسه بيرون آورده به معاندان سپرد و ايشان به قطع رشتهء حيات وى پرداخته كار دشوار سرگرانى را بر وى آسان ساختند . و چون اين حركات ناهنجار به مقتضاى ، نظم : من از بيگانگان هرگز ننالم * كه با من هر چه كرد آن آشنا كرد به ظاهر كار از اشرار طايفهء شاملو به اكابر و اعيان ايشان رسيده پاى همچشمى تركمانان در ميان آن نبود پيره محمد خان را تيغ انتقام از نيام بر نيامد . بعد از وقوع اين قضايا ميرزا سلمان وزير و قورچىباشى و شاهرخ خان مهردار در صدد اصلاح ذات البين در آمده پيره محمد خان و امير خان را با يكديگر صلح دادند و غبار نقار از ميان ايشان رفع شده از راه دوستى و وفاق ، ابواب ملاقات و طريق آمد شد بر روى يكديگر گشادند . مقارن آن ، زمانه ابواب خوشدلى بر روى زمانيان گشوده دامادى امير خان روى نمود و سه روز مجالس طرب اندوز منعقد گرديده هودج مهد عليا فاطمه سلطان بيگم صبيهء محترمهء خاقان جنت مكان را كه در سال پيش به عقد دوام وى درآورده بودند به حجلهء وصال و وثاق اتصال خان بلند اقبال كشيدند و به ازاى اعطاى اين موهبت عظمى ، خان عالى شان پيشكشهاى سزاوار از نظر شهريار روزگار و شاهزادهء جهاندار گذرانيده به خلاع فاخره از تاج و كمر و شمشير مرصع به گونه گونه گوهر و اسب خانه زاد با زين و لجام زر و ساير تشريفات شاهانه مانند چهارقب طلادوز و غير آن سر - افراز گرديد . و در اين بزم نشاط و انجمن انبساط چون صبيهء پيره محمد خان ، مجلس افروز حجلهء ازدواج سلطان مراد خان پسر امير خان و رعايت جانب پيره محمد خان و طايفهء استاجلو لازم بود منصب ساق دوشى به خان مشار اليه تعلق گرفت . و چون در سوابق ايام و سوالف ازمان ، قرار داد خاطر قدس - مناظر شهريار جهان آن بود كه آن فروزنده اختر از برج اتصال مسيب خان كه با آن حضرت قرابت قريبه داشت طالع شده بر سر وى