محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
595
خلد برين ( فارسى )
اسماعيل قلى بيك خلف ولى خليفهء شاملو كه بعد از آن به ازاى جانفشانى ملقب به « يولداش » گرديد در آن باب خدمات شايسته به تقديم رسانيده از فصيل بام ، قلعچه مهيا گردانيده بودند كه اگر از امراى بىپروا نسبت به شاهزاده و رفقا غدرى روى نمايد چند روزى به مدافعه و مقاتله ايشان توانند پرداخت بعد از آن كه امراء به تقبيل عتبهء عليا و شرف پاىبوس خاقان عليين آشيان سرافراز گرديدند ، هنوز شاهزادهء سپهر احتشام در آن مقام بود و اعتماد بر امراء نمىفرمود ، ديگر باره امراء در حضور علما نسبت به آن حضرت به تجديد قواعد عهد و پيمان پرداخته به ايمان مغلظه ، مؤكد ساختند و عفو و احسان خاقان عليين آشيان را شفيع گناهان خود ساخته از آن حضرت التماس نمودند كه آفتاب طلعت شاهزاده را بر سر ايشان سايهگستر گرداند . مسئول ايشان به اجابت اقتران يافته روز ديگر خاقان بحر و بر به سخنان دلاويز از خلوص نيت و صفاى طويت امراى زيادهسر ، شاهزادهء عالى گهر را مطمئن ساخته با خود به ايوان چهل ستون آورد و تمامى امرا به شرف ملازمت آن حضرت سرافراز شدند . و چون ميرزا سلمان وزير كه به زعم بسيارى از مردمان وقوع اين قضيهء نامرضيه ساخته و پرداخته وى بود در حين اشتعال نايرهء بىشرمى امرا از راه مآل انديشى از ميان ايشان خود را به كنار كشيده به خانهء خليل خان رفته در آنجا آرميده بود بعد از آن كه جرايم امراء به عفو و اغماض مقرون گرديد حسب الاستدعاى ايشان خدمتش را از خانهء خليل خان آورده به دستور بر مسند وزارت متمكن گردانيدند و روز به روز پايه و قدر وى مىافزود تا بر مدارج ترقيات زياد كه عاقبت بوسيلهء آن ، دولتش را بر باد داد صعود نمود و در آن ايام با امراى نكوهيده فرجام به جد و جهد تمام ، ملازمت درگاه سپهر احتشام نموده رضاجوى خاطر خاقان گردون غلام مىبودند تا هر يك به جزاى عمل زشت و مكافات حركت قبيح خود گرفتار گرديدند . و تفصيل اين قضايا در طى گزارش وقايع زمان