محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
596
خلد برين ( فارسى )
فرخنده اوان نواب گيتىستان فردوس مكان از مساعدت وقت مأمول است ان شاء الله وحده العزيز . گفتار در ذكر توجه خاقان عليين آشيان به صوب آذربايجان و وقايعى كه در آن سفر خير اثر به وقوع انجاميد سبق ذكر يافت كه بنا بر عدم اتفاق و ظهور نفاق امراى آذربايجان ، اكراد بد نهاد به پشتگرمى امداد روميان زشت بنياد قدم جرأت به ديار آذربايجان نهاده دست جرأت به تسخير الكاى خوى و سلماس و اورمى و اوشنى و بعضى از توابع مراغه گشادند و همچنين قلعهء تفليس و لورى كه پايتخت سلاطين گرجستان است به تصرف عسكر قضا هجوم روم درآمد . و بنابر تسلط و اقتدار طوايف اشرار ، چون امراى قزلباش در ديار شروان آرام و قرار نداشتند و متعاقب يكديگر خبر شور و شر مخالفان به آستان گردون شان مىرسيد و پيوسته مخالفان متعرض حواشى مملكت مىگرديدند ، مصلحت دولت مقتضى آن گرديد كه رايات جاه و جلال به عزم گوشمال ارباب ضلال به صوب ديار آذربايجان روان شده چند گاه دار السلطنهء تبريز محل نزول موكب اقبال بوده باشد تا از راه قرب جوار ، صيانت مملكت موروث از تعرض مخالفان و دفع و رفع ايشان بر لشكر ظفر شعار دشوار نباشد . بنابر اين به صوابديد امراء و اركان دولت متوجه نظام و انتظام مهام سلطنت گرديده ، امير حمزه خان استاجلو و ولى قلى خليفهء شاملو و شاهقلى سلطان قارنجه اوغلى استاجلو را به حكومت بعضى از محال خراسان سرافراز ساخته حكام سابق آن ديار را از نظر اعتبار انداختند . و چون خاطر قدس مناظر به همه جهت از نظام و انتظام كارخانهء سلطنت فراغت يافت رايات ظفر قرين به ساعت سعد و طالع مسعود