محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
594
خلد برين ( فارسى )
سرافراز و اميدوار فرمايند . خاقان گردون منزلت به اشارهء راى رزين يا به مصلحت دولت ابد مدت ، مكافات عمل ايشان را به ديوان روز جزا حواله نموده در جواب آن طايفهء زيانكار ، زبان گوهر بار به عتاب و خطاب نگشود اما دو سه روز سعادت قرب خدمت كرامت نفرمود . و چون امراى سركش ديدند كه مسئول ايشان به حصول موصول نشد سپند آتش بيقرارى گرديده بعد از دو سه روز علماى اعلام را در دولتخانهء مباركه حاضر گردانيدند و در حضور ايشان مبانى عهد و پيمان را به قواعد ايمان غلاظ شداد استحكام داده قسمنامهاى به اين قيد كه تا آن حضرت زينت افزاى سرير سلطنت و در حيات باشد ديگرى را پادشاه نشمرند و بعد اليوم تا جان داشته باشند از اطاعت فرمان لازم الاذعان و رضاى خاطر قدس مناظر نگذرند و بعد از آن حضرت شاهزادهء و الا نژاد سلطان حمزه ميرزا را وليعهد و قائم مقام آن حضرت دانسته انديشهء ديگر به خاطر نگذرانند ، به مهر علما و مجتهدين درست داشته به خدمت آن حضرت فرستادند . و چون وثيقهء عهد و پيمان به نظر خاقان عليين آشيان رسيد به اكراه تمام به ايوان چهل ستون تشريف حضور ارزانى داشته به تجديد بر اورنگ جهاندارى متمكن گرديد و امراى زيادهسر به شرف پاىبوس مشرف شده به اظهار خلوص نيت و وفور عبوديت ، زنگ - زداى آينهء خاطر قدسى گرديدند و آن بحر گوهر خيز به لآلى سخنان مصلحت آميز تسلى بخش خاطر امراى فتنه انگيز گرديده به جلايل عواطف و احسان ، ايشان را آسوده و مطمئن گردانيد . و چون شاهزادهء بسياردان اندك سال در اثناى قيل و قال امراى بد فعال و وقوع قضيهء نامرضيهء نواب مرحومه به حفظ حال خود پرداخته با چند نفر از فدويان جان نثار و ملازمان اخلاص شعار كه محل اعتماد آن و الا نژاد بودند بر فراز بام حرم برآمده جمعى را مأمور ساخته بود كه ما يحتاج توقف چند روزهء [ 128 ] آن سرور را به بام برده طريق صعود را به خاكريز مسدود نمايند ، و فرمان پذيران به تخصيص