محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

563

خلد برين ( فارسى )

درگاه جهان پناه فرستاده بود و از مير عبد الله خان در ايام اقتدار ، حركات ناهنجار نسبت به خاقان روزگار به صدر ظهور رسيده در اداى باج و خراج تعلل ورزيده بود مير مراد خان به عواطف بىكران خسروانه سرافراز و به اعطاى تاج و كمر و ساير اسباب سلطنت سربلند گرديده روز بروز بر مدارج اعتبار و اقتدارش مىافزود و در فتحى از راه تربيت و عنايت آن حضرت بر روى مير عبد الله خان نمىگشود . عاقبت حون سايهء چتر همايون فال خاقان بلند اقبال بر سر ستم رسيدگان ، حكم آفتاب تابان داشت مير عبد الله خان از زياده‌سريها و كم خدمتيهاى خود نادم و پشيمان روى توسل به عتبهء علياى خاقان جنت مكان گذاشت و آن حضرت را بر عجز و بيچارگى وى رحمت آمده مملكت مازندران را در ميانهء ايشان قسمت و مقرر فرمود كه بعد اليوم با يكديگر از در برادرى درآمده قدم و قلم از ولايت هم كوتاه و كشيده دارند . و چون دو تيغ را در يك نيام آرام نمىباشد مير عبد الله خان فرمان پادشاهى را بر طاق نسيان نهاده دست اقتدار بر كسر شوكت مير مراد خان و تصرف در محال متعلقهء وى گشاد و مير مراد خان كيفيت سلوك ناملايم مير عبد الله خان را به كرات به مسامع جلال خاقان ستوده خصال رسانيده احكام لازم الاتباع در باب حسن سلوك با يكديگر [ 121 ] به اسم هر يك عز صدور يافت . اما مير عبد الله خان سر از چنبر قبول فرمان بيرون كشيده در بد سلوكى اصرار مىورزيد تا كار به جائى رسيد كه مير مراد خان منظور نظر تربيت و عنايت خاقان گردون منزلت گرديده كار مير عبد الله خان از راه بىتوجهى آن حضرت به بىسر و سامانى كشيد ، و بالاخره به سعى و اشارهء مير مراد خان يا به اجل طبيعى و درد بىدرمان يأس و حرمان متوجه جهان جاودان گرديد . چون خبر ارتحال مير عبد الله خان به مسامع جلال خاقان جنت مكان رسيد بازماندگان او را منظور نظر التفات و عنايت فرموده صبيهء قدسيهء او را با خاقان عليين آشيان در سلك ازدواج كشيده مير عزيز خان پسر او را در سلك مقربان بساط قرب و ملازمان آستان