محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
562
خلد برين ( فارسى )
مكان به ايالت دار المؤمنين استراباد سرافراز شده بعد از ارتحال خاقان ستوده خصال و اسماعيل ميرزا به سبب فتنه و فساد سياهپوشان استراباد و عصيان و طغيان طايفهء يقهء تركمان در آنجا مجال اقامت نيافته به دار السلطنهء قزوين آمده ملتزم ركاب همايون بود تفويض فرمود و ساير محال آن ولايت را به امراى عالىشان منقسم ساخته رايت اقتدار ايشان را به اوج ارتفاع افراخت . و امراى مذكوره رخت اقامت به ولايت شروان كشيده بر مسند حكومت متمكن گرديدند . گفتار در ذكر بواعث ارسال عساكر فيروزى مآثر به صوب مازندران بهشت بنيان و مآل حال ميرزا خان والى آن خطهء خلد نشان خامهء بو العجب نگار كه سراسر دواين ( ؟ ) گلزار هميشه بهار است گلدستهء اين داستان را - كه گلچينان بدايع اخبار به كلك جادونگار بر يكديگر بستهاند - بدين سان زيب دستار غرايبنگارى مىسازد كه در سوالف زمان ، حكومت مازندران خلد نشان با آباء و اجداد مهد عليا فخر النساء بيگم حرم محترم خاقان عليين آشيان بوده و در عهد سلطنت شاه جم جاه جنت مكان نوبت دارائى خلفا عن سلف به مير عبد الله خان والد ماجد آن ملكهء ملكى صفات رسيده بر مسند حكومت متمكن بود تا رفته رفته مير مراد خان كه از بنى اعمام آن جناب بود از راه دعوى وراثت بر سر حكومت با وى آغاز نزاع و خصومت نموده و جمعى از مردم مازندران كه از دولت مير عبد الله - خان چندان بهرهاى نداشتند به طوع و رغبت قدم در دايرهء متابعت مير مراد خان گذاشتند و دست اقتدار وى در تسخير و تصرف آن ديار قوى گرديده مير عبد الله خان از مسند حكومت خود را به كنار كشيد . و بنا بر آن كه مير مراد خان به سالها پيش از آن جبههء اطاعت و اخلاص بر آستان عرش آشيان نهاده پيشكش و هداياى شاهانه به