محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

527

خلد برين ( فارسى )

تتق عفت ، شرف قرب خدمت دريافت اما چنانچه دلخواه او بود بارقه‌اى از بوارق آفتاب عنايت بر ساحت حال وى نتافت و از آنجا به ساعتى كه خود اختيار كرده بود از راه تفرج و تماشا به سير عمارات دولتخانه توجه نمود و ابواب تغيير بيش از پيش بر عمارات پيش گشوده منازل موفور و قصور خالى از عيب و قصور طرح انداخته بر عمارات سابق افزود ، و به سعى و اهتمام تمام هر روزه از صبح تا شام بنايان هنرور و صنعتگران هر كشور به سر كار امراى عظام در عمارات مذكوره كار مىكردند و بدين جهت گاهى در منزل يكان و گاهى در دولتسراى مهد عليا و گاهى در باغ جنت بنياد سعادت‌آباد ، ابواب خبردارى بر روى كارگزاران مىگشاد . و در آن ايام بنا بر ورود طوايف قزلباش از اطراف و انحاى ممالك محروسه به معمورهء خلد قرين قزوين ازدحام خلايق به مرتبه‌اى رسيد كه در كوچه و بازارها راه تردد بر مترددين بسته گرديد و تحف و هداياى ملوك و سلاطين و پيشكش و نثار امراء و اشراف و اكابر و اعيان اطراف چندان در آن خطهء جنت قرين جمع آمد كه سررشتهء آن از دست محاسب وهم و خيال بيرون رفت و بنا بر آن كه خود از براى جلوس ساعت اختيار كرده نظام و انتظام مهام سلطنت را به آن ساعت موقوف داشته بود و به ناخن سعى و اهتمام خلق ، گره از كار ايشان نمىگشود مردم روز شمرده انتظار ساعت مىبردند . و طوايف قزلباش چون كارى نداشتند از راه خوش آمد اسماعيل ميرزا دست از گريبان جان مسلمانان برنمىداشتند و به بهانهء سلطان حيدرى بودن دود از دودمانها برمىآوردند و از اين راه جمعى كثير از طايفهء استاجلو طريق عدم پيمودند . مؤيد اين مقال كه در خلال اين احوال روى نمود يكى آن بود كه سولاغ حسين و اللهقلى بيك برادران [ 113 ] محمدى خان تخماق استاجلو كه از راه ايلچيگرى به ديار روم رفته برادران وى در خدمت بودند در حينى كه از دولتخانه به خانهء خود مىرفتند ابو تراب بيك ولد يعقوب ميرزا كه از همان طايفه بود با نفرى چند از مردم خود