محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

517

خلد برين ( فارسى )

در ميان اين همه خلق ، گناهكار همين ما بوده‌ايم ؟ ! اسماعيل ميرزا فرمود كه آنچه گفتى راست است و ديگران در كار سلطان حيدر از تو به جدتر بودند اما كاسهء همه بر سر تو شكست . حسين بيك جواب داد كه پادشاهم كسى نبود كه سلطان حيدرى نباشد اما اقبال تو بلند بود و صاحب كارخانه به مصلحت خود عمل نمود اكنون اگر در صدد انتقام‌خواهى بود عالمى را قتل كن و اول مرا . اسماعيل ميرزا تصديق قول وى كرده اين معنى چند روزى باعث تأخير قتل او گرديد اما فايده‌اى به حال او نداد و چون به زندانش محبوس فرمود جمعى از تبهكاران عنود ، بىدستورى و رخصت بر سر وى رفته از پايش درآوردند ، و چون خبر قتل وى به اسماعيل ميرزا رسيد خلفا را مورد عتاب و خطاب گردانيده پس از آن حكم كرد كه چون طوايف قزلباش را با يكديگر بر سر پرخاش بودن مقرون به صلاح دولت روز افزون نيست هيچ آفريده به قصد ديگرى تيغ انتقام از نيام برنياورد و دست تعرض به هر جهت از گريبان يكديگر به تخصيص از نفس و مال و اهل و عيال هواخواهان سلطان حيدر كوتاه و كشيده دارند و از مخالفت كه باعث غضب و سخط پادشاهانه است احتراز و اجتناب لازم شمارند . بعد از آن هواخواهان شاهزادهء شهيد كه در بيغوله‌ها و سوراخها خزيده بودند شهر روان گرديده ابواب آمد شد بر روى مردمان گشودند . بالجمله در آن چند روز كه شادروان جلال اسماعيل ميرزا در خارج شهر همدوش آسمان بود هر روزه سران سپاه و گردنكشان درگاه از راه رسيده به معسكر ظفر پناه ملحق مىگرديدند . و از جملهء سرداران كه در آن اوان به معسكر ظفر نشان پيوستند قوچ خليفهء مهردار و قلى بيك افشار و شمخال بيك چركس و ميرزا على بيك قاجار با سپاه بسيار و لشكر بىشمار بودند . و بنا بر ملاحظهء ساعتى كه [ اسماعيل ميرزا ] خود به جهت دخول دولتخانه اختيار كرده بود به دولتخانه داخل نمىشد و بيش از آن در خارج شهر توقف نمودن مقرون به مصلحت نمىنمود از آنجا حركت فرموده نخست به باغ