محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
502
خلد برين ( فارسى )
و بامداد روز ديگر تمامى شاهزادگان عالى گهر و امراى نامور در دولتخانهء مباركه جمعيت نموده به صلاح و صوابديد مهد عليا پريخان خانم ابواب حل و عقد امور بر روى جمهور خلايق گشودند . مقارن آن سلطان ابراهيم ميرزا كه به هنگام توجه سلطان حيدر ميرزائيان به جانب دولتخانه از ايشان تخلف نموده به منزل خود رفته بود خود را اسماعيل ميرزائى شمرده به جمع امراء تشريف حضور ارزانى داشت و امراء به دستور مقرر لوازم تعظيم و احترام به تقديم رسانيده خدمتش را در مقامى كه داشت متمكن گردانيدند . همچنين اللهقلى سلطان ايچك اوغلى نيز كه در تخلف متابعت شاهزاده كرده بود به اين معنى مستظهر به اتفاق على خان بيك ولد پيره محمد - خان و جمعى از امراء زادههاى استاجلو به جمع امراء داخل گرديده در سلك امراء اقامت گزيد اما روى دلى از ايشان نديد . در خلال اين احوال به فرمان مهد عليا ، خلفا كسان به احضار زال بيك و فرخ بيك گرجى و حمزه سلطان طالش و جمعى ديگر از هواخواهان سلطان حيدر كه دست از دامن مرافقت حسين بيك يوز - باشى و رفقا برداشته روى اقامت به خانههاى خود گذاشته بودند روان نمود و آن خون گرفتگان را چون كشان كشان به جمع امراء رسانيدند به اشارهء ايشان همگى را روانهء شهرستان عدم گردانيدند . همچنين حكيم ابو نصر ولد حكيم صدراى گيلانى طبيب سركار خاصهء شريفه را كه از هواخواهان شاهزادهء شهيد بود و در شب ارتحال شاه جنت مكان به مرافقت وى در دولتخانه متوقف گرديده و بعد از شهادت شاهزاده راه بيرون شد نيافته چون دود به سوراخ بخارى يكى از خانهها خزيده بود به تهمت آن كه به فرمان شاهزاده در معالجه خيانت و سمى جانگزا داخل نوره كرده بوده قورچيان حوضخانه خدمتش را از آنجا بيرون كشيده به نزد امراء آوردند و به اشارهء ايشان در همانجا پاره پاره كرده شعلهء حياتش را فرو نشانيدند . و چون صدر الدين خان شيخاوند از جملهء اعاظم روزگار بود به خودسر جرأت قتل وى ننموده خدمتش را به زندان فرستادند كه دربارهء او