محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
503
خلد برين ( فارسى )
بدانچه اسماعيل ميرزا اشاره نمايد از قوت به فعل آيد . و در همان روز به فرمان مهد عليا حيدر سلطان چاتوق تركمان كه از جملهء امراء بود به آوردن اسماعيل ميرزا مأمور و روانه گرديد . بعد از وقوع اين قضايا علماى اعلام و مشايخ كرام به تغسيل و تكفين شاه جنت مكان و شاهزادهء نوجوان پرداخته چنانچه ايمائى به آن شد نعش محفوف به مغفرت شاه گردون منزلت را در خانهء شيروانى پوشى كه در دولتخانهء مباركه واقع بود تا آمدن اسماعيل - ميرزا به امانت جاى دادند و تابوت شاهزادهء شهيد را به آستانهء امامزادهء واجب التعظيم شاهزاده حسين - عليه التحية و التسليم - رسانيده چون گنج در خاك نهادند . ديگر از سوانح عبرتافزا كه روز بروز تا ورود اسماعيل ميرزا روى مىنمود ارتفاع عتبهء علياى خدرمعلى پريخان خانم و اعتلاى قدر و منزلت حسينقلى خلفا بود كه در آن چند روز هر روز مجموع شاهزادگان عظام و امراى كرام و اكابر و اعيان و الا احترام جبههء اطاعت و انقياد بر عتبهء علياى نواب خانم مىسودند و از آنجا به در خانهء خلفا شتافته ابواب خضوع و خشوع بر روى كاركنان دولت والاى او مىگشودند . و چون مهد عليا به كمند مكر و تزوير ، دست و پاى تدبير برادرى چون سلطان حيدر ميرزا را بسته در دولتسراى سلطنت را بر روى اسماعيل ميرزا گشوده بود و از ميان امراء خلفا داد صوفيگرى و اخلاص داده شاهزادهء شهيد را به روضات جنان فرستاده يكى خود را پادشاه و ديگرى پادشاه نشان شمرده گوى حكمرانى را به چوگان نفاذ فرمان از ميدان مىبردند و كوكبهء عظمت و شان و نفاذ امر و فرمان ايشان به جائى رسيده بود كه هيچيك از امراى عالى شان را ياراى آن نبود كه بدون حكم مهد عليا و امضاى خلفا نفس توانند كشيد و به قاعدهء مقرر سلاطين صاحب تخت و افسر ، وزراء و وكلاء و حجاب و بواب عتبهء علياى جناب خانم هر روزه بر در دولتسراى وى حاضر شده اوامر و نواهى خدرمعلى را به خلفا مىرسانيدند و خلفا حكم به اجراى آن كرده ساير امراء در تمشيت