محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

482

خلد برين ( فارسى )

و از جملهء سخنوران آن عهد و اوان بود . بر گوش بر آواز نالهء آشناى بلبل دستان سراى اين گلزار هميشه بهار مستور نيست كه عندليب نوايان گلستان سخن كه از عهد خجستهء خاقان جنت مكان تا روزگار فرخندهء نواب گيتى ستان فردوس - مكان ، شورافزاى انجمن روزگار بوده‌اند بيشتر از آن است كه به سرانگشت خامهء مطلب نگار ، نقاب خفا از چهرهء نام و نشان ايشان تواند برداشت . اگر جمعى از اين بالانشينان بزم سخنورى در اين مجلس بهشت آئين همدوش كاميابى عزيزان مجلس‌نشين نشده باشند عذر آن خواسته است . مجلس نهم در ذكر بزم‌آرايان انجمن عشرت و طرب و هنگامه طرازان بزم شور و شغب خامهء مطلب نگار كه عندليب عاشق نالهء اين گلزار هميشه بهار است بر شاخسار گلبن اظهار چنين نغمه‌سرا مىگردد كه چون در عهد خجستهء خاقان جنت مكان بنا بر توجه خاطر شهريار روزگار به اعلاى اعلام شرع انور و اجراى امر معروف و نهى منكر و بيم مؤاخذه و بازخواست خاقان هفت كشور ، هزار دستان را در گلستان ياراى آن نبود كه نغمه سرائى آغاز كند تا به ارباب ساز و آواز چه رسد ، لاجرم اين طبقه در نظر شرع‌پرور آن سرور چون نغمهء خارج آهنگ از پردهء اعتبار به در بودند و از ايشان آنانى كه سمت ملازمت و سعادت قرب خدمت داشتند به فرمان صاحب تخت و تاج ، اخراج و به ضرورت مقام دست از كار و عمل خود كشيده از عراق روى به سفر حجاز گذاشتند . و از اين طايفه بجز استاد حسين شوشترى سرنائى نقاره‌خانهء خاصهء شريفه كه در فن خود يگانهء زمانه و در بلبان‌نوازى در ميان اقران و امثال افسانه بود كسى نماند كه دست از دامن ملازمت كوتاه نكرده خود را به گوشه‌اى نكشيد . و چون احتمال آن داشت كه شاهزادگان كامكار ، عشاق‌وار بزرگ و كوچك