محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
32
خلد برين ( فارسى )
خير انجام أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ « 1 » رسيدهاند . همچنين از مولانا عبد الملك بن مولانا شمس الدين پرنيقى روايت نموده كه گفت من نوبتى مردمى را كه از راه پرنيق به پاى ارادت متوجه ملازمت آن حضرت بودند تعداد مىكردم . در عرض سه ماه سينزده هزار نفر به شمار آمد و عدد مردمى را كه در آن سه ماه از ساير طرق و شوارع به آستان كرامت نشان توسل جسته بودند به غير از علام الغيوب كس نمىدانست . و بر اين منوال زياده از سى سال عتبهء علياى آن مقتداى ارباب حال ، مرجع و مطاف ارباب فضل و كمال بود و هر سال چندين هزار كس از حقطلبان به بركات انفاس قدسيهء آن ذات مقدس به مأمن امن و اطمينان مىرسيدند . و چنانچه به صحت پيوسته هر كه را نظر بر پيشانى آن مهر انور و آن آفتاب ذرهپرور مىافتاد شعشعهء انوار معرفت بر كاشانهء دلش تافته بىاختيار جبين ارادت بر آستان كرامت بنيانش مىنهاد و بوارق انوار الهى و لوامع اسرار نامتناهى از مطالع عتبهء علياى كرامت و هدايتش چنان در لمعان كه هر كس به آن آستان سعادت بنيان مىرسيد آفتاب نور ازل از مطلع دلش طالع مى - گرديد و پادشاهان گردونشان و سلاطين رفيع مكان كه در آن اوان فرمانفرماى جهان بودند چون ابواب دخول به دار السلام ادراك سعادت صحبتش مىگشودند از شكوه ذات ملكى صفاتش مجال دم زدن نداشتند و تا از پردهدار ادب ، رخصت دخول به حريم حرمتش نمى - يافتند قدم جرأت به خلوت قدس منزلتش نمىگذاشتند . و سلاطين مغول كه از احفاد پادشاه جهان ستان چنگيزخان بودند پيوسته ابواب ارادت و اخلاص به زاويهء سدره مرتبهء كرامتش مىگشودند و به اشارهء وافى بشارهء آن حضرت ، ترك سياست و ايذاى بسيارى از مردمان مىنمودند . و چون صيت بلند آوازگى كرامت و ارشاد اين غوث زمان و قطب دوران ، شش جهت هفت اقليم را فرو گرفت و خلقى بىنهايت
--> ( 1 ) - سورهء يونس ، آيهء 62 .