محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

454

خلد برين ( فارسى )

برآورده اثر و نشان از وى نگذاشتند . حكيم ميرزا محمد شيرازى : در معالجه و مداوا بىمثل و مانند و در نژاد و پيوند از اقوام حكيم كمال الدين حسين و در علم طب و قانون معالجات از فضلاى دانشمند بود . پيوسته باب [ 97 ] افادت مآبش بر روى طالبان علم ابدان گشاده و خوان حذاقتش به انواع موايد دانش به جهت اكثر اطباى دانشور آماده و اقوال صحت مآلش دستور - العمل اطباى روزگار و از راه قانون‌دانى قافله‌سالار و پيشواى حكماى حذاقت مدار بود . و بنا بر آن كه در مذاق شير ازيان ، شراب ارغوانى حكم آب زندگانى دارد خدمتش نيز به اين جهت از شرف قرب خدمت خاقان گردون منزلت بىبهره و نصيب زندگانى مىكرد و از اين راه گاهى در درگاه جهان‌پناه و گاهى در دار العبادهء يزد روزگار گرامى را به سر مىآورد . حكيم عماد الدين محمود : گرامى گوهر بحر حذاقت و تابان اختر اوج طبابت و به اكتساب علم و عمل در ميان امثال و اقران چون بدر منير در ميان كواكب طاق و به تجربه‌اندوزى و مرض‌شناسى و معالجهء علل مزمنه و مداواى امراض مختلفه شهرهء آفاق بود . رسائل پسنديده و تصانيف سنجيدهء خدمتش در علم طب اگر به نظر اصابت اثر شيخ رئيس ابو على سينا رسيدى مصنفات خود را به قانون ادب بر طاق نسيان نهادى و در تركيب معاجين و مداواى امراض و علل متعسر - المداوا به تخصيص علل جدرى و جرب از نوع صغير و كبير كه بين الجمهور به آتشك مشهور است ابواب استفاده بر روى خود گشادى . بالجمله جناب حذاقت مآب از اقرباى حكيم ابو نصر و حكيم ميرزا محمد شيرازى و در بدايت حال به درد بىدرمان ملازمت عبد الله خان استاجلو امير الامراى شروان گرفتار بود . نوبتى به تقصير بىتقصيرى و جرم بىگناهى ، خدمتش را در مقام عتاب و خطاب بازداشته در مؤاخذه و بازخواست رسمى تازه گذاشت و در حينى كه از شدت برودت هوا شرار در زمستانخانهء بيدرسنگ يخ مىبست فرمان داد كه