محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
441
خلد برين ( فارسى )
رفيع مقام آن روضهء مينو نظام را كه به ذات اقدس متعلق بود به امناى خدمتش تفويض فرمود و در آن آستان ملايك آشيان به وسيلهء اين گرامى خدمت معزز و ممتاز به فراغ بال و رفاه حال ، روزگار مىگذرانيد تا روزگارش به پايان رسيده متوجه سرابستان جنان گرديد . مولانا محمد مشكك رستمدارى : مؤسس اساس شريعت پرورى و ديندارى و در آستانهء عرش درجهء سدره مرتبهء رضيهء رضويه - على ساكنيها الف الف تحية - معتكف زاويهء ورع و پرهيزكارى بود . مصدق اين مقال و مؤيد اين حال جواب مكتوب علماى ماوراء النهر در فتور عبد المؤمن خان مغرور است كه گنجينهء هيچ سفينه از لآلى متلالى و جواهر زواهر آن مكتوب خالى نيست . گويند كه چون آن مكتوب بلاغت اسلوب به علماى مذكور رسيد كلمات قدسيهء آيات و احاديث را از آن كتاب صواب انتزاع نموده باقيماندهء آن را در آتش انداختند و بعد از تسخير مشهد مقدس معلى آن گروه بىحيا به قلمتراش و كارد و بوكده ، كار آن يگانهء روزگار را ساختند . رحمة - الله عليه رحمة واسعة . مولانا محمد على تبريزى : خلف ارجمند مولانا عنايت الله است كه در زمان خاقان جنت مكان از دانشوران آگاه و سالها به منصب شيخ - الاسلامى آن خطهء دلپذير سرافراز و وكيل سركار حلاليات خاصهء شريفه بود . چون پدر ستوده سير از عالم فانى به جهان جاودانى سفر كرد مناصب مذكوره به گرامى پسر كه در طريق دانش و كمال از پدر در پيش بود مفوض و مرجوع گرديد . عاقبت در فترت تبريز از وطن اصلى راه گريز در پيش به عراق آمده در ولايت رى اقامت گزيده از آنجا متوجه سفر آخرت گرديد . خواجه عبد القادر كرمانى : خلف ارجمند خواجه عبد الرشيد و از جملهء اعاظم و اعيان دار الامان كرمان و مالك املاك و رقبات و صاحب محصولات و جهات و به ثروت و سامان ، محسود امثال و اقران بود . در زمان خاقان جنت مكان حسب الفرمان و الا به درگاه معلى آمده