محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
419
خلد برين ( فارسى )
حدى بوده كه از مبادى تحصيل كمال تا زمان اتصال به عالم وصال ، گوهر هر مطلبى را كه در درج ياد داشت به امانت گذاشته دست جرأت نسيان به دامان تاراج آن نرسيده و در مجالس درس و بحث ، منتى از مطالعهء كتب مصنفهء خود نكشيده ، و با آن كه پايهء شعر و شاعرى دون مرتبهء كمال آن حضرت بوده گاهى زبان بلاغت ترجمان به نظم لآلى اشعار دلپذير گشوده « اشراق » تخلص مىفرموده و لآلى رنگين و مضامين بلاغت آئين در انواع نظم از درج طبيعت آن حضرت ، گوشوار گوش ارباب استعداد مىشده چنانچه مثنوى مشرق انوار هموزن مخزن اسرار از آن بحر ذخار بر اين مدعا دليلى است پايدار و گوهر اين رباعى نيز در نعت جناب رسالت مآب از لآلى بحر گوهر - خيز طبع وقاد آن واقف اسرار مبدأ و معاد است كه بر سبيل تيمن و تبرك ايراد مىيابد ، رباعيه : اى ختم رسل دو كون پيرايهء تست * افلاك يكى منبر نه پايهء تست گر شخص ترا سايه نباشد چه عجب * تو نورى و آفتاب در سايهء تست و آن مهر درخشان جهان عرفان در اواخر ايام حيات در دار - السلطنهء اصفهان پيوسته به احياى جمعه و جماعات و مشغولى به انواع طاعات و عبادات ، روزگار فرخنده ساعات را مصروف مىداشت تا به تقريب مرافقت موكب همايون خاقان رضوان مكان در سالى كه خسرو پاشاى وزير اعظم خواندگار به عزم تسخير دار السلام بغداد روى به اين ديار نهاده بود در حوالى نجف اشرف در اثناى راه به همراهى دل آگاه بدرود جهان گذران نمود . رحمة الله عليه رحمة واسعة . مير محمد مؤمن استرابادى : گرامى گوهر صدف طهارت و پاكى و خواهرزادهء مير فخر الدين سماكى است . بالانشين انجمن فضل و افضال و زينت بخش بزم ارم قرين ارباب استعداد و اهل كمال و از علماى زمان به مكارم اخلاق و محاسن اوصاف ممتاز و از شعراى