محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

415

خلد برين ( فارسى )

روى طلبهء علوم معقول و منقول گشاده و نصيبهء هر يك از خوان احسان كمالش مهيا و آماده بود . مير رحمة الله نجفى : از جملهء سادات عظام آن بقعهء عرش نظام و از تلامذهء بىواسطهء عارف معارف ربانى شهيد ثانى و به مراحم بىكران شاهنشاهى سرافراز و در درگاه جهان پناه پيشنماز ، و گوهر اشعارش به لغت تازى گوشوار گوش قبول ارباب كمال و در علم فقه و حديث بالانشين انجمن فضل و افضال بود و اوقات عزيزش پيوسته به نشر معالم دينيه و معارف يقينيه مصروف مىگشت و اكثر اوقات با بركاتش به مطالعه و مباحثه مىگذشت . مير علاء الملك مرعشى : از سادات مرعش معمورهء جنت قرين قزوين و جامع جوامع فضل و كمال و سردفتر ارباب فضل و افضال و در علم اصول و رجال ، سرآمد روزگار خود بود و از ديوان شاهنشاهى به منصب صدارت گيلان سرافرازى داشت و به انواع كمالات در مجالس و محافل ازكيا قدم بر اعلى پايهء خوش صحبتيها مىگذاشت و در بذله سنجى و بديهه‌گوئى مطبوع الطباع و محبوب - القلوب اعاظم روزگار و پيوسته در مجلس بهشت آئين به شرف مكالمه و همزبانى شهريار روى زمين بالا نشين بزم اعتبار بود . ميرزاى مخدوم شريفى : خلف مير سيد شريف شيرازى و دختر - زادهء قاضى جهان قزوينى است و از ارباب استعداد آن عهد و اوان به فضل و كمال و طلاقت لسان و حسن مقال ممتاز جهانيان و پيوسته در آستان گردون شان محسود ابناى زمان بود و چون در علم تفسير و حديث درجهء قصوى داشت در ايام شريفه و اوقات متبركه در مسجد حيدريهء قزوين زبان بلاغت ترجمان به گفتن وعظ مىگشود و تلخى مواعظ بليغه و نصايح سودمند را به شيرينى حسن محاوره در كام مستمعان گوارا مىنمود . و بنا بر آن كه اضداد و حساد ، آب روان اعتقاد ميرزاى مشار اليه را در خدمت خاقان و الا نژاد ، غبار آلود شايبهء تسنن ساخته فى الجمله خدمتش را از درجهء اعتبار انداخته بودند و چنانچه بايد عنايتى از آن حضرت شامل حال وى نمىشد ، مهد عليا