محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
416
خلد برين ( فارسى )
پريخان خانم كه بر حسن اعتقاد ميرزا اطلاع تمام داشت گاهگاهى به عواطف بىكران نمىگذاشت كه روزگار وى به اضطرار گذران باشد . مير ابو الولى : گرامى خلف مير شاه محمود و از اجلهء سادات عظام اينجوى فارس و در عهد خود افقه فقهاى اماميه و اعلم علماى شيعهء اثنى عشريه بود . و چون تعصب و ديندارى مير مشار اليه بر آينهء ضمير خورشيد نظير شهريار بىنظير عكسپذير شده بود در بدايت حال ، خدمتش را به منصب والاى توليت آستانهء مقدسهء منورهء عرش درجهء رضيهء رضويه - على ساكنيها الف تحية - سرافراز فرموده و بالاخره بنا بر ناسازى و منازعهاى كه در ميان او و ولى - سلطان ذو القدر حاكم مشهد مقدس معلى روى نمود حسب الفرمان قضا جريان دست از دامن آن موهبت كوتاه كرده به درگاه معلى درآمد . و در آن اوان چون شاه ابو محمد برادر كهتر وى متولى موقوفات غازانى بود فرمان لازم الاذعان به صدور پيوست كه مير مشار اليه به مشاركت برادر خود متصدى امور توليت غازانى باشد تا به منصبى شايسته سرافراز گردد . و چون روزگارى بر اين برآمد مدتى به منصب توليت حظيرهء متبركهء سلطان الاولياء سرافرازى يافته روى توجه به دار الارشاد اردبيل نهاد و در اواخر زمان خاقان جنت مكان به درگاه عرش اشتباه آمده به قضاى معسكر سرافراز گرديد و عاقبت چنانچه در محل خود گزارش خواهد يافت در عهد خجسته و زمان فرخندهء نواب گيتىستان فردوس مكان به پايهء والاى صدارت مرتقى گرديده در آن عهد و اوان روزگارش به پايان رسيد . شاه ابو محمد : برادر كهتر مير ابو الولى مذكور و در علم و دانش پيرو برادر از خود بزرگتر ، و چنانچه گذشت متولى موقوفات غازانى و بعد از رفع مشاركت برادر من حيث الانفراد متصدى مهم مذكور گشت . شاه مظفر الدين : او نيز از جملهء اولاد ميرشاه محمود و برادران مير ابو الولى اينجو بود و به منصب جليل المرتبهء شيخ الاسلامى