محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

399

خلد برين ( فارسى )

بلاد متيقن التشيع مانند مشهد مقدس معلى و سبزوار و استراباد و قم و اردبيل و تبريز مقيم و متوطن باشند مخصوص شمرده به ايشان و اصل سازند . ديگر آن كه در اكثر شهرهاى ممالك محروسه نان تصدق معين و مقرر فرموده بودند كه هر روزه در آن شهر به مستحقان و محتاجان مىرسانيدند . ديگر آن كه فرمان و الا نافذ شده بود كه در بلاد مذكورهء متحقق - التشيع چهل نفر از ايتام ذكور و چهل نفر از ايتام [ 85 ] اناث را از اموال حلال مأكول و ملبوس و ساير ما يحتاج داده معلم و معلمهء پرهيزكار و خدمه و پرستاران ديندار تعيين مىنموده باشند كه تا هنگام رسيدن به حد بلوغ به تعليم ايشان پرداخته پس از آن دختران را با پسران تزويج نموده ساير ايتام آن شهر را به جاى ايشان به مقام تعليم و تعلم درآورند . و از جملهء تخفيفات و تصدقات آن حضرت كه نسبت به عامهء رعايا و كافهء برايا روى نموده يكى وجوه تمغاى ممالك محروسه است كه هر ساله از تجار و مترددين به حصول پيوسته حاصل آن تخمينا شصت هزار تومان تبريز مىشد و به اشارهء عليهء حجت پروردگار و صاحب روزگار - عليه سلام الله مادام الليل و النهار - در عالم منام ، آن مبلغ خطير را به تخفيف و تصدق مقرر فرمودند . ديگر مال محترفه و مراعى و مواشى اكثر محال ممالك محروسه خصوصا بلاد شيعه است كه با ساير وجوهى كه صورت اباحت نداشت به تخفيف و تصدق رعايا مقرر داشت . القصه در زمان فرخنده نشان آن معدن مروت و احسان ، كافهء مردمان از سپاهى و رعيت و ترك و تاجيك و دور و نزديك و غريب و بومى و آشنا و بيگانه كامياب رفاهيت وسعت عيش بودند و آرام و آسايش خلايق در عهد سلطنت آن حضرت به جائى رسيده بود كه خيال پريشانى در جعد گيسوى مشكبوى بتان محال مىنمود و قواعد و قوانين متين آن حضرت كه هر يك باعث نظام و انتظام كارخانهء