محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
395
خلد برين ( فارسى )
و كاروان شباب از روز و شب بار سفر بست در ايام كهولت از صبح تا شام دفتر مرور و عبور ايام در پيش به مهام سپاهى و رعيت و غنى و درويش مىرسيد و مجموع مهام كارخانهء سلطنت به راى رزين و فكر دوربين آن حضرت نظام و انتظام مىگرفت و هيچيك از وزراء و وكلاء و متصديان امور دولت را بىدستورى و اذن آن حضرت رخصت نبود كه به قليل و كثير داد و ستد نمايد . و از خصايص احوال آن حضرت يكى آن بود كه اوقات فرخنده ساعات را در يك روز از صبح تا شام در حمام مىگذرانيد و در يك روز به چيدن ناخن مشغول مىگرديد . ديگر آن كه از غايت لطافت ، اكثر اشياء را نجس مىشمرد و باقى ماندهء طعام و شراب خود را در آتش و آب مىريخت و بدين جهت در مجالس بهشت آئين از اكل طعام و شراب اجتناب مىفرمود و بعد از آن كه به فرمان الهى چنانچه در محل خود ايمائى به آن شد از جميع مناهى تائب گرديد غلوى آن حضرت در ترك مستلذات جسمانى از شرب شراب و امثال آن به مرتبهاى رسيد كه قرب پانصد تومان ترياق فاروق را كه خورشى از آن در خزانهء هيچيك از پادشاهان نبود در آب حل كرده باطل نمود . و مبالغهء آن سرور در اجراى امر به معروف و نهى از منكر به حدى پيوست كه بزم آرايان مجالس لهو و لعب از قبيل قصهخوانان و ارباب معارك و اصحاب طرب از اشغال مقررهء خود ممنوع شدند و به ميامن عقيدت و اخلاص ، زمان ارتفاع آفتاب دولت ابد مدتش به پنجاه و چهار سال رسيد و روز بروز الويهء اقبال و اعلام جاه و جلالش به اوج كمال مىپيوست و پيوسته نقش مرامش در نظام و انتظام جهان و كسر شوكت دشمنان چنانچه در طى نگارش اين روزنامچهء فتح و ظفر گزارش يافت مطابق مأمول مىنشست . و از جملهء محارباتى كه آن حضرت را در مبادى سلطنت با اعداى دين و دولت دست داد ، اول : جنگ امراى استاجلوست كه در سال سيوم جلوس همايون در حوض كوثر از حدود خرزويل روى نمود . دويم : جنگ جام است كه با عبيد خان و كوچم خان و ساير سلاطين