محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

396

خلد برين ( فارسى )

اوزبك در سال نهصد و سى و پنج در زورآباد جام اتفاق افتاده ، فتحى مبين كه طراز فتوحات سلاطين روى زمين تواند بود روى نمود و عبيد خان نادان با وجود آن شكست نمايان تا جان داشت به اميد مواصلت عروس ملك خراسان دست از دامن طلب برنداشت و پاى جرأت از تاخت و تاراج آن مملكت نكشيد و آن ملك دلپذير پيوسته لگدكوب تفرقه و تشوير آمد و رفت آن مغرور نادان مىبود تا آن كه در آرزوى آن مملكت با جهان جهان حسرت به عالم آخرت رفت . ديگر از فتوحات كه آن حضرت را به زور سرپنجهء دست ولايت و نيروى بازوى راى رزين و عقل دوربين روى نمود درآمد و رفت سلطان سليمان قيصر روم بود كه در عهد دولت ابد مدت آن حضرت به هواى تسخير ملك فسيح الفضاى دلگشاى ايران چهار نوبت لشكر به ديار عجم كشيده بىنيل مقصود ، خائب و خاسر بازگرديد . مرتبهء اول در سال نهصد و چهل و يك به تحريك اولامهء به درك كه به تربيت و عنايت آن حضرت امير الامراى آذربايجان شده بود و در سال پيش از اين آستان رويگردان شده به روم گريخته بود . نوبت دويم در سال بعد از آن به اغواى غازىخان تكلو كه آن كافر نعمت نيز از جملهء فراريان اين دولت بود . مرتبهء سيوم به اغواى شاهزادهء حق‌ناشناس ميرزا القاص كه در نظر تربيت و عنايت آن حضرت از ساير برادران عزيزتر بود . مرتبهء چهارم به اغواى سكندر پاشاى حاكم ارض روم . و چون در هر آمد و رفت دستبردهاى نمايان از سپاه ظفر پناه مىديد عاقبت از آن حركات بىفايده منفعل گرديده با آن حضرت از در صلح و صلاح درآمد و در سال نهصد و شصت و يك مبانى صلح و صلاح در ميان آن سرور و قيصر استحكام يافت و قواعد مصالحه تا اواخر ايام حيات آن حضرت در عهد سلطنت سلطان سليمان و سلطان سليم پسر وى كه بعد از او سرير آراى اورنگ سرورى شده بود پايدار بود تا آن كه در زمان دولت خاقان عليين آشيان شاه سلطان محمد خدابنده - انار الله برهانه - سلطان مراد پسر سلطان سليم مزبور فرصت يافته به نقض عهد اقدام نمود .