محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

378

خلد برين ( فارسى )

ايشان كه به بايزيد موسوم بوده اسير و دستگير گرديده چه ايلدرم بايزيد در عهد سلطنت صاحبقران مغفور امير تيمور چنانچه در محل خود ايمائى به آن شد گرفتار گرديد و بايزيد ثانى به دست سلطان سليم و بايزيد ثالث كه به سلطنت نرسيد در دار السلطنهء قزوين به دستور گرفتار گرديد . ديگر از سوانح اقبال كه خبر وقوع آن در اين سال به مسامع جلال رسيد ارتحال سركردهء ارباب كفر و ضلال الوند خان بن گرگين - خان والى گرجستان بود . و چون آن سرگردان برارى كفر و شقاق رخت اقامت به بئس المهاد كشيد كيخسرو نبيرهء وى كه از گرگين پسر آن مردود به وجود آمده بود قائم مقام و جانشين وى گرديد و بعد از تمكن بر سرير فرماندهى با سپاهى از ازناوران كينه‌ور ، كمر به دفع آل اسكندر بسته متوجه قرق شد . آل اسكندر از قرب ورود وى باخبر شده به دفع فتنهء وى لشكر كشيد . در اثناى ستيز و آويز ، سپاه كيخسرو راه گريز پيش گرفته كيخسرو به تيغ تيز آل اسكندر به قتل رسيد و آل اسكندر به جاى پدر بر مسند حكومت متمكن گرديده كسان خود را با عرضه داشت مشتمله بر وقايع مزبوره به درگاه جهان‌پناه روانه گردانيد و شهريار روزگار ، سلطنت گرجستان را به وى كرامت فرموده به جهت رسانيدن تاج و كمر و تشريف شاهانه و اسب با زين زر معصوم بيك صفوى را با منشور حكومت آل اسكندر به آن كشور روان نمود . ديگر از سوانح آن زمان كه در سال نهصد و هشتاد و سه به وقوع انجاميده خبر سنوح آن به دربار اقبال رسيد آن بود كه در اوايل اين سال عبد الله خان اوزبك با عساكر بلخ و بخارا و حصار شادمان كوچ بر كوچ متوجه تركستان « 1 » گرديده به آب كوهك رسيد . از آن جانب بابا سلطان ولد براق خان به اتفاق برادران سپاه فراوان به شمار ريگ بيابان و برگ درختان به دفع فتنهء وى روان شد و چون

--> ( 1 ) - متن : كردستان .