محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
372
خلد برين ( فارسى )
ضامنان ، اكثر آن بدبختان را به دست آورده به قتل رسانيدند . و از سرداران ايشان كوكجه و نشمى و شرف و شيخى گازر و حسن چكمهدوز و حاجى دراز و شاهقلى چرتك و ميرزاى باباقلى و حسين سبزىفروش را بر دار فنا كشيدند . و بجز آن گروه فتنهگر چهارصد و پنجاه نفر ديگر سر در سر اين كار كردند و پهلوان يارى و پهلوان عوض و علاى حسنجان كه بعد از گرفتارى در خانهء سهراب بيك در حبس و زندان خوارى به سر مىبردند چند روزى خدمتش را تطميع و حامى خود كرده بودند اما يوسف بيك ، مفاسد آن حمايت را [ 79 ] به ادلهء معقوله خاطر نشان وى كرده آن مفسدان را نيز از دنبال وى روان نمود . و چون شعلهء فتنه و فساد آن طايفهء بد نهاد به تمامى فرو نشست سرهاى ايشان را در ميدان صاحب آباد از دار عبرت آويختند . گويند كه پهلوان عوض مدت سه سال قلابى را نگاه داشته بود و در آن وقت كه چوب دار را مىساختند آن قلاب را آورده در دار به كار برده بودند . از نوادر اتفاقات روزى كه سرهاى اجلاف را بر دار مىزدند سر آن سرمايهء شور و شر به آن قلاب بند شد . اما وقايعى كه در اطراف اقطار به وقوع پيوسته اخبار آن به دربار آسمان كردار رسيد . از آن جمله آن بود كه در اوايل اين سال خير مآل فرمانفرماى ديار هندوستان جلال الدين اكبر پادشاه با جهان جهان لشكر و سپاه روى توجه به تسخير گجرات نهاد و در عرض راه آن طرازندهء اورنگ و گاه را با سپاه محمد ابراهيم ميرزاى نبيرهء سلطان حسين ميرزاى بايقرا حربى شديد اتفاق افتاده به نيروى دولت ، خدمتش را شكست داد و قرين فتح و فيروزى چون به بلدهء احمدآباد رسيد حكومت آن ولايت را به ميرزا عزيز كوكه مسلم داشته از آنجا رايت عزيمت به شهر اگره افراشت . و چون محمد حسين ميرزاى والى گجرات از توجه اكبر پادشاه به صوب اگره آگاه شد فرصت غنيمت شمرده لشكر به در احمدآباد برد . خبر شور و شر وى چون به سلطان اكبر رسيد در عرض نه روز از اگره خود را با لشكر