محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

329

خلد برين ( فارسى )

و دستور آگاه خواجه حبيب الله به ضبط دروازهء فيروزآباد پرداخته سمور اوغلى دروازهء عراق را مستحكم ساخت و حسين ميرزا برادر دورميش خان محافظت دروازهء ملك را پيشنهاد خاطر گردانيده ساير غازيان در ركاب دورميش خان عازم خدمت شاهزادهء مظفر لوا سام ميرزا گرديدند تا از هر طرف كه به مدد و كومك احتياج افتد حالت منتظره نبوده باشد . روز ديگر عبيد خان به موافقت كوچم خان و ساير سلطانان اوزبك از گرد راه رسيده شهربند آن خطهء خلد مانند را دايره‌سان در ميان گرفتند . و كوچم خان در قريهء شايمانه شاميانهء « 1 » اقتدار برافراخت و عبيد خان باغ آهو را منزل و مقام خود ساخت و سونجك سلطان باغ مراد را محل نزول گردانيد و ابو سعيد سلطان در قريهء مران ساكن گرديد و سپاه به درك اوزبك ، سلاطين بد گهر خود را چون نگين انگشتر در ميان گرفته از در شور و شر درآمدند و چون شنيده بودند كه ضبط و استحكام دروازهء فيروزآباد به عهدهء اهتمام دستور آگاه خواجه حبيب الله شده خدمتش را جزء ضعيف شمرده نخست مانند مرض مهلك روى به سوى او آوردند و آن جناب به اتفاق سران و سروران و ساير مبارزان كه در ركاب وى اقامت داشتند از محلات و كوچه بندها روى به دروازه و دفع اوزبكان گذاشتند و از دروازه بيرون تاخته به ضرب تير و تفنگ ، آن گروه پر نيرنگ را در معركهء جنگ مغلوب و منهزم ساختند . روز ديگر خان با لشكرى گران و حشرى بىپايان در مقام امتحان خود درآمده مركب جرأت را گرم رفتار گردانيد و خود را قريب به كوچه‌بند رسانيد ، او نيز به ضرب تير و تفنگ غازيان فيروزجنگ ، گريزان به مقام خود بازگرديد . و چون به كرات هر يك از سلطانان اوزبك با لشكرهاى گران به عزم تسخير هرات از هر طرف قدم جرأت پيش نهاده ابواب عار فرار بر روى خود گشادند و نزد ايشان

--> ( 1 ) - شاميانه سراپرده ، خيمه ( معين ) .