محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

328

خلد برين ( فارسى )

شرع آرائى و دين‌پرورى را به عرش الكمال تمامى رسانيده و در بدايت دولت ابد مدت كه در ميان امراء و اركان دولت بر سر امر وكالت و تعصب اويماقيت منازعت پديد آمد به تعليم معلم فطرت در حداثت سن به نوعى با ايشان از در مدارا و تغافل درآمد كه مزيدى بر آن متصور نبود ، و چون آفتاب دولت بىزوالش به اوج كمال رسيد از راهى سر سركشان را پايمال قهر و غضب گردانيد كه بجز آن احتمال طريق ديگر نداشت . گفتار در ذكر شورش و انقلاب ملك خراسان در مبادى دولت ابد مدت خاقان جنت مكان و بيان لشكر كشيدن عبيد خان برادرزادهء شيبك - خان به تسخير دار السلطنهء هرات و وقايعى كه در آن اثنا دست داد عبيد خان بن محمود سلطان كه برادرزادهء شيبك خان بود بعد از فوت پدر در بخارا بر مسند حكومت نشسته بود و پيوسته بعد از قتل شيبك خان هواى تسخير خراسان در سر داشت اما نهيب تيغ درخشان خاقان سكندر شان نمىگذاشت كه به اين عزيمت قدم جرأت پيش گذارد و چون زمانهء پر بهانه ، محمل حيات آن شهريار يگانه را به سرابستان قدس روانه نمود عبيد خان را ميدان گاو تازى فراخ شده در همين سال كه جلوس همايون شهريار ربع مسكون اتفاق افتاد با سلاطين چنگيزى نژاد از آب آمويه عبور كرده روى به ملك خراسان نهاد . چون خبر جرأت عبيد خان زياده سر به دار السلطنهء هرات رسيد غازيان جانفشان از راه مشورت متوجه خان عالىشان دورميش خان گرديدند و بعد از استخاره و استشاره ، خاطر بر تحصن قرار داده از مجلس مشورت روى توجه به ضبط و استحكام قلعه و حصار نهادند ،