محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
326
خلد برين ( فارسى )
در حينى كه سنين عمر مباركش به ده سال و شش ماه و بيست و سه روز رسيده بود بر تخت جهانبانى و سرير كشور ستانى متمكن گردانيدند و طنطنهء پنج نوبت سلطنت و كشورگشائى را به آوازهء كوس شادى و مباركبادى به شش جهت هفت اقليم رسانيدند ، پيشكاران دولت و الا روى توجه به تزئين مجلس بهشت آئين جلوس همايون گذاشتند و در آراستن اين بزم خوشدلى ، افلاكيان با خاكيان دست يكى داشتند . زمانه و زمانيان را زبان و دست به تهنيت و نثار باز شد و اركان دولت ابد مدت و امراى عظام عالى منزلت و وزراى صائب تدبير و اكابر و اعيان پايهء سرير گردون نظير ، كمر عبوديت و بندگى بسته در آن مجلس همايون ، فراخور پايه و مقام خود ايستادند و نشستند و خسرو اورنگ طراز بر سرير سلطنت جاودان جلوس فرموده كافهء مردمان را مشمول عواطف بىكران و مراحم بى - پايان خود نمود . و از جملهء امراى عالى شان ديو سلطان روملو به منصب امير الامرائى سرافراز و متصدى نظام و انتظام مهام سلطنت گرديد ، و قاضى جهان قزوينى كه از اعاظم سادات دار السلطنهء قزوين بود بعد از احراق خواجه جلال الدين محمد خواند امير تبريزى به منصب والاى نظارت ديوان اعلى رسيد ، و امير قوام الدين حسين اصفهانى را در مهم عظيم القدر صدارت با امير جلال الدين محمد استرابادى مشاركت داد ، و حكومت مملكت خراسان را به دستور سابق در كف كفايت و رعيتپرورى دورميش خان نهاد . و بعد از جلوس همايون اين اورنگآراى سرير سلطنت ربع مسكون كه قائد اقبال روزگار بر هم خورده را به آرام و اطمينان رهنمون شد و گريبان جان ايرانيان از دست تفرقه و تشويش رهائى يافت شعراى بلاغتپيشه و بلغاى فصاحت انديشه جواهر اشعار آبدار مشعر بر ضبط تاريخ جلوس اين شهريار كامكار در سلك نظم كشيدند از آن جمله تاريخ ارتحال خاقان سكندر شان است كه با جلوس همايون اين شهريار عالىشان مطابق افتاده و هو هذا ، شعر :