محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

318

خلد برين ( فارسى )

زبان گذرانيد ، رباعيه : اى نور دو ديدهء جهان افروزم * رفتى تو و چون شب سيه شد روزم گويا من و تو دو شمع بوديم به هم * كايام ترا بكشت و من مىسوزم و تا اورنگ سلطنت جاودان به جلوس همايون نواب خاقان سكندرشان همدوش آسمان بود خدمتش من حيث الاستقلال بر مسند وزارت تمكن داشت . عاقبت در عهد خجستهء خاقان جنت مكان در ميان او و ديو سلطان روملو كه امير الامراء بود غبار نقارى ارتفاع يافته به شعلهء غدر و اقتدار امير سراپا تزوير ، خرمن زندگانى آن وزير صايب تدبير به باد فنا رفت . گويند كه چون خواستند كه خدمتش را در بوريا پيچيده بسوزانند اين بيت را مناسب حال خود مىخواند ، نظم : گرفتم خانه در كوى بلا در من گرفت آتش * كسى كاو خانه در كوى بلا گيرد چنين گيرد مولانا اهلى شيرازى : وحشى غزالان صحراى خيال را صياد و در فنون سخنسرائى به وفور مهارت استاد بود . جواب قصيدهء مصنوع خواجه سلمان ساوجى و مثنوى سحر حلال جناب مولوى بر اثبات اين مدعا حكم دو شاهد عدل دارند . در دار العلم شيراز بار سفر از سراى مجاز بر بست و سال انتقالش معلوم نگشت . سيد نعمة الله ثانى : از سادات عالى درجات و به كرايم ذات و محامد صفات در عهد خود ممتاز بود . خدمتش از اولاد عظام شاه نعمة الله ولى است كه در عهد خود يگانهء زمان و قطب فلك علم و عرفان بود . در دار الامان كرمان رخت به جهان جاودان كشيد و سال ارتحال آن سيد ستوده خصال نيز معلوم نگرديد .