محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

17

خلد برين ( فارسى )

و نشر مآثر تمامى اين فرقهء والانژاد كه سلسلهء نسب همايون اين پادشاه ربع مسكون به ذكر اسامى سامى ايشان مشحون گرديد شيرين كلامى از سر نگيرد و پيروى چهره‌گشايان عرايس اخبار ، اختيار نموده بر سبيل تيمن و تبرك ، افتتاح كلام به ذكر مجلمى از احوال سعادت مآل جناب ولايت‌مآب كرامت انتساب امير فيروز شاه نمايد و بعد از ذكر جميل آن جناب به نشر مآثر اولاد امجاد كرامت مآبش پردازد هر آينه به انتظام كلام و اتساق مرام نزديكتر باشد . و منه الابتداء و اليه الانتهاء . ذكر شمه‌اى از مآثر امير فيروزشاه زرين كلاه نخستين فيروز بختى كه بر تخت كرامت و ارشاد ، افسر زرين كلاهى بر سر نهاد و ابواب آمد و شد ارباب ارادت را به مهمانخانهء انعام عام خود گشاد فروزان گوهر بحر وجود و گرامى صدف گوهر مقصود ، امير فيروزشاه زرين كلاه بود . بلند اخترى از برج سيادت و هدايت تابان و گرامى گوهرى از درج ارشاد و كرامت فروزان ، اشعهء انوار سيادت و سرورى از چهرهء روزگار فرخنده آثارش ظاهر و انوار كرامت و برترى از جبههء حال فرخنده مآلش باهر . به مكارم اخلاق موصوف و به محاسن اوصاف معروف . به وفور ثروت و سامان محسود ابناى زمان و به شمول بخشش و احسان ، كيسه پرداز گنجينهء بحر و كان . جوارى و غلمانش از حد شمار افزون و مواشى و اغنامش از چراگاه انديشه بيرون . درويش توكل بن اسماعيل مشهور به « ابن بزاز » كه به ميانجى خامهء وقايع طراز ، كتابى مشتمل بر نشر مناقب و مآثر آباء و اجداد اين شهريار و الا نژاد و مشعر بر عد كرامات و مقامات مشايخ كرام و ذكر خوارق عادات اين سلسلهء عالى مقام در عهد قطب الاولياء شيخ صدر الدين موسى تأليف و به « صفوة الصفا » موسوم نموده در مفتتح آن كتاب كه افتتاح كلام به ذكر امير فيروز شاه نموده مىگويد كه آن مسند نشين سرير ارشاد را كه به حسب ثروت و سامان شايستگى