محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
311
خلد برين ( فارسى )
مِنْ أَبْوابِها « 1 » دو بار به در خانهء علم نازل شده خواهد بود . و به اين جواب صواب ، سبزواريان خاطر از صحت عقيدهء جناب مولوى مطمئن ساختند . بالجمله خدمتش در سال نهصد و ده به بهشت جاويدان نقل مكان نموده ابواب سعادت باقى بر روى خود گشود . لئالى متلالى تصانيفش كه بعد از وى زيور گوش و گردن روزگار گرديده نخست جواهر التفسير است كه گوهرى به آن حسن و بها از درج تبحر هيچيك از علماء بر بساط ظهور جلوهنما نگشته . ديگر از مصنفاتش روضة الشهداست كه مثوبات تأليف آن از براى مولانا ذخيرهء روز جزاست . ساير مصنفاتش اختيارات ، مصابيح القلوب ، مخزن الانشاء ، انوار سهيلى ، و اخلاق محسنى است . مولانا بنائى از شعراى آن ايام بود و شير على نام داشت و در علم موسيقى و تصوف خود را يگانهء زمانه مىانگاشت . در زمان سلطان حسين ميرزا از امير عليشير رنجيده به آذربايجان رفت و مدتى با سلطان يعقوب به سرآورده باز به خراسان بازگشت و بدخوئيها ديگر باره مولانا را بر سر خشم بى جا آورده در اين بار به صوب سمرقند بار سفر بست و به سلطانعلى ميرزاى بن سلطان احمد ميرزاى بن ميرزا سلطان ابو - سعيد پيوسته هرويان را به زبان ايشان هجو نمود كه اين دو سه بيت از آن جمله است ، نظم : چونه هال و هوال تو لله جان * خشى و نيكى ميشى مرد كلان چونه مخشولى تو آقه و مير * چونكه هالت تو خواجهجان تو به چوگان خط خهى بردن * آقبت كوى حسن از ميدان و چون شيبك خان بر سمرقند استيلا يافت به مصدوقهء مصراع : مىرود چون كفش كج در پاى كج ، بنائى انيس مجلس خاص و مونس
--> ( 1 ) - سورهء بقره ، آيهء 189 .