محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
292
خلد برين ( فارسى )
اطاعت فرمان ، رايت عزيمت به صوب خراسان افراخته به موجب فرمان و الا دو منزل را يكى ساخت . و چون بيم آن بود كه امير خان بعد از استماع خبر توجه وى به صوب خراسان [ 61 ] از راه توهمى كه به سبب قتل امير محمد بر خاطر وى استيلا يافته سالك طريق سركشى و گريزپائى گردد در عرض راه مكتوب مرغوب به اين اسلوب كه ايالت خراسان به دستور معهود متعلق به آن جناب است و ما به عزم امداد و اسعاد ايشان به ولايت خراسان مىآئيم در قلم آورده به نزد وى فرستاده بود اما خاطر امير خان به آن اطمينان نيافته چنانچه گذشت عازم يورش قندهار گشت و در ركاب شاهزادهء و الا در قصبهء اسفزار « 1 » اقامت داشت كه دورميش خان به اتفاق زينل خان در پل مالان خيام اقامت برافراشت و نخست به آبيارى سحاب عدل و احسان ، گلزار مملكت خراسان را كه به صرصر ظلم و طغيان امير خان و گماشتگان او ويران شده بود سرسبز و ريان گردانيده بعد از نظام و انتظام مهام آن ديار چون مسموع وى گرديد كه امير خان سر زيادهسرى مىخارد و انديشهء مراجعت به هرات ندارد با فوجى از خواص ملازمان به جانب موكب ظفرنشان شاهزادهء عالميان گراب ركاب و سبك عنان گرديد . و چون به نواحى اسفزار رسيد امير خان در ركاب ظفر انتساب شاهزادهء گردون جناب به استقبال وى شتافته ابواب ملاقات بر روى يكديگر گشودند و همركاب و همعنان يكديگر به معسكر ظفر اثر شاهزادهء و الا گهر پيوستند ، و بعد از ورود به منزل مقصود ، بزم يكتا دلى گسترده با يكديگر شراب خوشدلى در ساغر كردند . و خان خير انديش طريق دلجوئى امير خان پيش گرفته چندان اظهار دوستى و مهربانى نمود كه خاطر امير خان از رهگذر عزل خود از ايالت خراسان اطمينان يافته عازم مراجعت گرديد . و خان صواب انديش
--> ( 1 ) - در احسن التواريخ و خلاصة التواريخ : « سبزوار » .