محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
293
خلد برين ( فارسى )
تا يكباره خاطر امير خان از تفرقه و تشويش باز رهد از همانجا مظفر بيك خويش خود را به نزد بابر محمد ميرزا به التماس ترك محاصرهء قندهار فرستاده به شرحى كه سبق ذكر يافت پيغامهاى دوستانه داد . و بعد از ارسال مظفر بيك الويهء جاه و جلال شاهزادهء بلند اقبال به صوب دار السلطنهء هرات در حركت آمده در نوزدهم ذى الحجهء سال مذكور به مقصد رسيد . و امير خان به قاعدهء مستمره در باغ شهر فرود آمده دورميش خان در منازل امير محمد ولى بيك نزول نمود و اين معنى نيز علاوهء اطمينان خاطر امير خان گرديده به خاطر جمع بر سرير ايالت نشست . و بعد از چند روز خضر بيك نامى از نزد خواجه حبيب الله وزير دورميش خان كه حسب الفرمان قضا جريان از معسكر ظفرنشان عازم صوب خراسان شده به آن حدود رسيده بود وارد هرات گرديده به خان عالى شان از خواجهء مشار اليه پيغام رسانيد كه احكام جهان مطاع لازم الاتباع در باب مؤاخذهء وزراء و مقربان امير خان به سبب قتل امير محمد عز صدور يافته اگر نواب خانى صلاح داند احكام مذكوره را به نظر امير خان رساند . دورميش خان حكم به اخفاى آن نموده فرمود كه من نمىخواهم كه از قبل من اذيتى به امير خان رسد . و چون فرستاده بازگشت روز ديگر جناب دستورى متوجه هرات گرديد . در عرض راه به امير خان رسيده خان مشار اليه از روى اعراض و اعتراض از وى پرسيد كه من نسبت به خواجه شاه حسين چه بد كردهام كه دست از آزار و اضرار من برنمىدارد ؟ خواجه در جواب گفت كه شما بىتقريب به قتل سيدى چنان كه مىدانيد اقدام نموديد و خواجه شاه حسين از محبان آن خاندان است . چون امير خان جواب خود را شنيد روى از خواجه تافته به منزل خود شتافت و خواجه وارد دار السلطنهء هرات گرديده حكم همايون را كه در باب ايالت دورميش خان عز صدور يافته بود به نظر وى رسانيد و امير خان چون ديد كه كارش به كجا رسيد از راه اضطرار در سيوم شهر صفر سنهء ثمان و عشرين و تسع مائه در ركاب شاهزادهء عالى جناب متوجه درگاه