محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

271

خلد برين ( فارسى )

گفتار در ذكر توجه رايت آفتاب اشراق از يورت قشلاق آذربايجان به صوب عراق و وقايعى كه در آن اوقات اتفاق افتاد چون پيوسته شهريار ربع مسكون نشاط صيد و شكار را پيشنهاد خاطر همايون داشت بعد از آن كه فصل زمستان را در قشلاقات آذربايجان به پايان رسانيد شاهباز عزم شاهانه را در شكارگاههاى صوب عراق پرواز و اغرق همايون را مصحوب وكيل السلطنه ميرزا شاه حسين به جانب دار المؤمنين قم مرحله پرواز گردانيد . و چون فصل بهار و تابستان در نشاط صيد و شكار ييلاق سورلوق و آقار « 1 » و شكار ماهى رودخانهء تلوار به پايان رسيد به عزم قشلاق متوجه دار المؤمنين قم گرديد . و چون ماهچهء رايت ظفر آيت پرتو وصول بر آن ولايت انداخت مزاج همايون چند روزى از منهج اعتدال انحراف جسته جهانى را مريض و رنجور ساخت و در ولايت رى از شفاخانهء وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ « 2 » صحت عاجل ، قرين شهريار روى زمين گرديده اخبار فتح مازندران و رستمدار به مسامع جلال رسيد و حكام آن ديار چنانچه ايمائى به آن شد وارد معسكر ظفرنشان گرديده طوق مهر منجوق به عزم سير متنزهات دار السلطنهء اصفهان سر به عيوق كشيد . و بعد از وصول به دار المؤمنين كاشان ، طبيب علتهاى نهان مولانا علاء الدين احمد طبيب « 3 » كه در حذاقت و تجربه سرآمد روزگار و از جملهء مقربان بساط قرب شهريار جم - اقتدار بود پهلو بر بستر ناتوانى نهاده به مرض ذات الصدر گرفتار و در حدود دار السلطنهء اصفهان در محال برخوار سفر ناگزير اختيار

--> ( 1 ) - در خلاصة التواريخ : « ايقاز » . ( 2 ) - سورهء شعراء آيهء 80 . ( 3 ) - در نسخه : « محمد طبيب » .