محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
257
خلد برين ( فارسى )
عرابهها ايستادند ، و سلطان مصر به تسويهء صفوف پرداخته خير بيك امير الامراى حلب را به برانغار و جان ويردى غزالى را كه حاكم حمى بود به جرانغار نامزد فرمود و خود در قلب لشكر جاى گرفته آسياى حربگردان شد . مقارن آن صد نفر از لشكر مصر بر فراز پشتهاى كه بر لشكر قيصر مشرف بود به عزم تماشاى سپاه و عسكر برآمدند و قراجهپاشا پنج عرابه توپ بر سر ايشان فرستاده توپچيان توپها را آتش دادند و به آن آتش بىامان ، خرمن حيات چهار نفر از ايشان سوخته باقى گريزان به صف سپاه ملحق گشتند . در آن اثنا جان ويردى غزالى با جمعى از دلاوران عرب از روى خشم و غضب بر ميمنهء لشكر قيصر تاخته قراجه پاشا دفع وى را وجههء همت ساخت و كارى نساخته از دستبرد مصريان شكست بر جرانغار لشكر قيصر افتاد ، و مصريان از عقب لشكر سلطان سليم درآمده قرب پنج شش هزار سوار را به سنان نيزهء جانستان از زين بر روى زمين انداختند و ايشان پياده به جانب قلب لشكر قيصر گريزان شده از دست مصريان جان به در بردند . مقارن آن جانويردى غزالى با بهادران لا ابالى ديگر باره از قفاى ميسرهء لشكر روم درآمده هزار سوار را به نوك نيزه از مركب سرنگون ساختند ، و عسكر قيامت اثر روم فرار اختيار نموده تا پيش خواندگار در هيچ جا قرار نگرفتند ، و غازيان مصر طريق تعاقب ايشان پيموده خود را به تيپ قيصر رسانيدند ، اما چون فراريان پناه به حصار آتشين برده بودند بىنيل مقصود عازم مراجعت گرديدند ، و ينگچريان كه در پيش عرابه صفآراى بودند به ضرب تفنگ ، بسيارى از غلامان مصر را بر خاك هلاك انداختند . و سلطان سليم با آن كه جناحين را از دست داده بود به پشتگرمى توپ و تفنگ ، آهنگ معركهء جنگ كرد و لشكر قيامت اثر روم به يكباره بر سپاه مصر هجوم آورده گرد و غبار معركهء كارزار به چرخ دوار رسيد . مقارن آن خير بيك كه منتهز فرصت بود صف را ويران كرده به قيصر پيوست . و سلطان قانيصا و چون حال را بدان منوال ديد