محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

258

خلد برين ( فارسى )

دست از ستيز و آويز كشيده سالك طريق فرار گرديد و روميان طريق تعاقب ايشان پيموده بسيارى از سپاه مصر را بر خاك هلاك انداختند . و در آن گير و دار سلطان مصر را در معركهء كارزار مرده يافته چندان كه به نظر تأمل در جسد وى نظر كردند اثر زخم و جراحت در آن نيافتند . و اموال بسيار و غنائم بىشمار در آن گير و دار به دست لشكر خواندگار افتاد و سلطان سليم مظفر و منصور رايت عزيمت به صوب حلب افراخته اعيان و اشراف آنجا به استقبال وى شتافتند و مقاليد خزاين و دفاين و مفاتيح قلعه و حصار را به كارگزاران دولت وى سپرده قدم در طريق متابعت و فرمانبردارى فشردند . چون روزگارى بر اين برآمد در سنهء ثلاث و عشرين و تسع مائه هواى تسخير ولايت مصر و شام در سر قيصر افتاده نخست لشكر به شام كشيد . اشراف و اعيان دمشق از در اطاعت و انقياد درآمده شهر را تسليم وكلاى سلطان سليم نمودند و در روز جمعه در جامع بنى اميه خطبه به اسم وى خواندند . و بعد از تسخير آن ديار شتر بسيار قريب به ده دوازده هزار آب بار كرده متوجه ديار مصر گرديد ، و چون به حدود آن ديار رسيد مسموع وى شد كه بعد از انهدام قصر حيات سلطان قانيصا و كسر لشكر آن كشور ، امراى مملكت مصر خواهرزادهء وى را كه به « تومنى بيك » موسوم است قائم مقام سلطان قانيصاو و پادشاه خود ساخته به اهتمام تمام ، رايت مخالفت افراخته‌اند . قيصر بعد از شنيدن اين خبر به تهيه و تدارك اسباب راه سپاه پرداخته كوچ بر كوچ ، سمند [ 54 ] عزيمت مصر را گرم جولان ساخت . بعد از ورود به حدود دار الملك آن ديار شهريار جديد مصر خبردار شده با لشكرى بيرون از اندازهء شمار ، تمامى در بيشهء جنگ شيرشكار و در معركهء نبرد تيغ جوهردار به استقبال لشكر قيصر شتافته در خارج شهر صفوف قتال و جدال آراست . و چون تومنى بيك مىدانست كه مدار جنگ روميان با توپ و تفنگ است او نيز توپ و ضربزن بسيار بر عرابه و ميمونك سوار در پيش