محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
248
خلد برين ( فارسى )
استعجال نمودند و آن بلدهء مينو نظير را در نظر تماشائيان ، حسن بهار و رنگينى لالهزار كرامت فرمودند . و چون ورود شاهزادهء نامدار با وصول كوكبهء سلطان بهار مطابق افتاده بود روزگار نيز چون صد هزار نگار ، خود را آراسته در نظر شاهزادهء كامكار جلوهداد . و در روزى كه روز استقبال موكب جاه و جلال بود از هجوم مردمان و ازدحام تماشائيان پرتو ماه و خورشيد به زمين نرسيد و دعاى مستجاب ، راه آسمان را گم كرد . و شاهزادهء جهاندار به آئينى كه سلاطين رفيع مقدار و خواقين گردون اقتدار در انتظار چنين روزى روزگار گذرانند امراى عالى مقدار بر يمين و يسار به دار السلطنهء هرات رسيده در باغ شهر بر سرير سلطنت پايدار متمكن گرديد . و در آن بهار عالمآرا به يمن مقدم شاهزادهء خورشيد لوا فيضان غمام انعام الهى و بركات انعام و افضال جناب جلال پادشاهى بر كشتزار امانى و آمال مردم خراسان متواتر و متوالى گرديده قحط و غلا به خصب و رخا و شدت و محنت به راحت و فراغت انجاميد و چون آب رفتهء خوشدلى به جويبار حال مردم آن ديار بازگرديد امير خان لله ، امير غياث الدين محمد بن امير محمد يوسف را حسب الفرمان پادشاه جهان بر مسند صدارت شاهزادهء عالميان متمكن ساخت و وزارت خود و ضبط اموال و توالى ممالك خراسان را به شيخ مجد الدين محمد كرمانى ارزانى داشت . ديگر از جملهء قضايا نفاذ فرمان خاقان سكندر شان به قتل خليل سلطان ذو القدر حاكم شيراز است ، و باعث بر اين سياست آن گرديد كه با آن كه به يمن تربيت آن حضرت شاه شجاع وقت خود بود در معركهء چالدران كه كافهء مردمان در راه پادشاه جهان جان فدا مى - كردند آن بىمروت كافر نعمت با فوجى آراسته از لشكر فارس در يك جانب ميدان عنان كشيده تماشائى معركهء كارزار بود و انديشهء جنگ و خيال نام و ننگ بر خاطرش خطور نمىنمود . مشاهدهء اين حال باعث تعجب شهريار بلند اقبال گرديده با آن كه به كرات كسان به نزد وى فرستاده پيغام داد كه آهنگ معركهء جنگ نمايد آن گمنام