محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

230

خلد برين ( فارسى )

درآمده ديوارهاى خيابان را به قدر ضرورت مشابه خانهء زنبور نموده از ابر آن سوراخها باران تير و تفنگ بر آن طايفهء بىنام و ننگ باران ساختند . اين معنى باعث قتل عام آن گروه گمنام گرديده سيد سليمان با سپاه اندك و اندوه فراوان گريزان ، عنان هزيمت به جانب آب شور معطوف گردانيد و پهلوانان شهر و شيربچگان پلنگ قهر دست از گريبان جان ايشان برنداشته چون بلاى ناگهان و قضاى آسمان ، رايت تعاقب آن طايفهء بىسر و سامان افراشتند ، و چون آتش سوزان و برق فروزان خود را در شنب غازان به ايشان رسانيده نيران محاربه را مشتعل گردانيدند . و آن گمراهان چون بحر بلا را بر خود محيط ديدند به ناچار مانند مور و مار صف بركشيدند و يتيمان تبريز به باد حملهء پى در پى آتش ستيز و آويز را تيز كرده سيد سليمان را از اسب انداختند . و آن مغرور زياده‌سر با وجود آن حال دست از قبضهء كمال باز نداشته شانزده تن را به ضرب تير جان - ستان زخمدار و پريشان كرد و نزديك به آن رسيد كه يتيمان تبريز روى به وادى گريز آورند كه مقارن آن منتشا سلطان كه در آن زمان در سلك قورچيان عظام انتظام داشت خود را به آن مغرور بىباك رسانيده به ضرب تيغ آبدار آتش شرار ، او را هلاك گردانيد . و چون آتش آن فتنهء ناگهان به آب تيغ جرأت اولياى دولت ابد توأمان منطفى گرديده بشارت آن فتح نمايان با مژدهء ورود سلطان بهار در دار السلطنهء اصفهان به عرض خاقان سكندر شان رسيد الويهء دولت و اعلام فتح و نصرت به صوب همدان روان گرديد و در ييلاقات نزاهت بنيان آن خطهء خلد نشان بادهء خوشدلى در جام و روزگار كاميابى به كام ، عشرت پيرا و نشاط افزا بودند كه خبرامد آمد سلطان سليم قيصر روم در آن مرز و بوم به سرحد تواتر رسيد و اعلام نصرت فرجام متوجه محاربهء وى گرديد .