محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

222

خلد برين ( فارسى )

ذكر فرستادن خاقان كامجو نور على خليفهء روملو را به ديار روم و بيان اسبابى كه باعث شد بر خرابى آن مرز و بوم از جمله اسبابى كه سبب تخريب ديار روم گرديد اشتعال سلطان بايزيد بن سلطان محمد بن سلطان مراد بن سلطان محمد بن ايلدرم بايزيد قيصر روم بود كه چون جماعت ينگچرى بنا بر آن كه در زمان دولت او از سلاطين مصر و غير ايشان شكست بسيار به آن مرز و بوم رسيده بود بر سلطنت سلطان سليم پسرش كه حاكم دارا بوزون بود اتفاق كرده خدمتش را به استنبول آورده بر تخت سلطنت متمكن گردانيدند و دست سلطان بايزيد از دامن عروس ملك كوتاه شد . از اين غصه بيمار گرديده به همسفران جهان جاودان پيوست . بعد از فوت وى سلطان احمد پسر ديگرش در اناتولى خطبه به اسم خود خوانده بر سرير سلطنت نشست . و سلطان سليم كه در اسلام‌بول سرير آراى اورنگ سلطنت شده بود در صدد دفع برادر درآمده حيله‌اى انگيخت و از زبان پاشايان درگاه مكتوبى به سلطان احمد به اين مضمون در قلم آورد كه هرگاه آن حضرت خود را به استنبول رساند بندگان ، كمر خدمت بر ميان بسته سلطان سليم را گرفته شما را بر مسند سلطنت متمكن مىسازيم . آن مغرور ساده‌لوح سلطان مراد پسر خود را در ميان لشكر گذاشته خود با پانصد سوار رايت عزيمت به صوب استنبول بر افراشت . و چون خبر قرب ورود سلطان احمد به سلطان سليم رسيد با لشكرى گران به استقبال برادر شتافته او را به قتل رسانيد و بعد از آن لشكرى زياد به دفع سلطان مراد فرستاده او را نيز مغلوب و منهزم گردانيد . و سلطان مراد چون برق و باد خود را به آستان شهريار و الا نژاد رسانيده به ايالت بعضى از ولايات فارس ممتاز و سرافراز گرديد و در عرض راه رشتهء عمرش كوتاه افتاده روى به جهان جاودان نهاد . و چون خبر انقلاب ديار روم به معسكر ظفر اثر رسيد شهريار