محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

223

خلد برين ( فارسى )

نامجو نور على خليفهء روملو را به جهت جمع‌آوردن صوفيان صافى طويت روانهء آن ولايت گردانيد . و چون خليفهء مذكور به قراحصار « 1 » رسيد از صوفيان اخلاص شعار آن ديار قرب سه هزار سوار نامدار با خانه كوچ به وى ملحق گرديدند ، و خليفه به وجود ايشان مستظهر و اميدوار به جانب ملط [ - ملطيه ] ايلغار نمود . چون فايق بيك كه از قبل سلطان سليم حاكم آن ديار بود از قرب ورود خليفه خبردار گرديد با هزار سوار جرار نيزه‌گذار به استقبال وى شتافته در موضع توقاط سر راه بر خليفه گرفت و به باد حملهء مبارزان هر دو لشكر نايرهء حرب اشتعال يافته بعد از ستيز و آويز بيش از پيش عسكر روم راه گريز پيش گرفتند و نسيم فتح و فيروزى بر پرچم رايت خليفهء نامدار وزيده اموال بسيار و اسباب بىشمار ، فتوح روزگار صوفيان جلادت آثار گرديد . و چون مردم شهر توقاط از در اطاعت و فرمانبردارى به خدمت خليفه آمده به نام نامى و القاب گرامى خاقان سكندر شان [ خطبه ] خواندند خليفه متعرض مال ايشان نشده از راه آئينه بازارى « 2 » به قازچايرى آمد ، و در اين منزل سلطان مراد مذكور كه از سلطان سليم گريزان عازم درگاه عرش اشتباه بود با ده هزار سوار به خليفه پيوست و آن دو سعادت ياور به اتفاق يكديگر متوجه شهر توقاط شدند . در اين نوبت مردم آنجا سپر مخالفت بر سر كشيده از در نافرمانى درآمدند و از اين رهگذر شعلهء خشم آن دو نيك اختر شعله‌ور شده حكم به احراق شهر فرموده از آنجا متوجه بلدهء نيك سر گرديدند . و سلطان مراد در آنجا از خليفه مرخص و عازم درگاه جهان‌پناه شده و چنانچه ايمائى به آن شد روزگارش به سر آمد . و خليفه فوجى از غازيان ظفرنشان را به رسم تاخت بر سر حشم شيخ حسنلو فرستاده ايشان در آن مهم ، داد جرأت و جلادت دادند و با اموال و اسباب بىاندازه و فتح و نصرت بلند آوازه روى توجه به خدمت خليفه نهادند . و خدمتش بعد از وصول غازيان

--> ( 1 ) - در متن : « غلبه حصار » . در خلاصة التواريخ : « قلعه حصار » . ( 2 ) - در خلاصة التواريخ نيز چنين است اما در احسن التواريخ : « آدينه بازارى » .