محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
175
خلد برين ( فارسى )
ورود جنود مسعود آگهى يافت چارهء كار را منحصر در فرار دانسته از سر ملك و مال برخاست و به بعضى از قلل جبال آسمان تمثال تحصن اختيار نموده ابواب امن و امان بر چهرهء حال خود گشود . و مقارن فرار ملك رستم به موجب فرمان مرحمت شيم ، امير نجم عازم درگاه فلك پيشگاه گرديده در ظاهر قلعهء سلاسل از قلاع سپهر ارتفاع شوشتر به پاى بوس خاقان بحر و بر رسيد و ساير امراى ظفر ورود در حوالى كوهى كه ملك رستم تحصن اختيار نموده بود فرود آمده آغاز محاصرهء آن كوه فلك شكوه نمودند . و چون ملك رستم ديد كه كار وى در آن تنگنا به كجا رسيد يكى از اعيان ولايت لرستان را از راه عجز و فروتنى به نزد امراى عالى شان فرستاده امان طلبيد . ايشان فرستادهء وى را مشمول نوازش و احسان فرموده به عهد و پيمان ، ملك رستم و مردم لرستان را امان داده ابواب امن و اطمينان بر روى ايشان گشادند . و چون قاصد خوشحال و خندان از نزد امراء مراجعت نموده مژدهء امن و امان رسانيد ملك رستم در ميان خوف و رجاء سرگردان به خدمت امراى عالى شان شتافت و ايشان مقدم وى را گرامى شمرده خدمتش را خوشدل و شادان به آستان خاقان گردون شان بردند . و هنوز حدود شوشتر معسكر ظفر اثر بود كه امراى عالىقدر ، منصور و مظفر ملك رستم را منظور نظر كيميا اثر خاقان بحر و برگردانيدند و شهريار هفت كشور به حكم كريمهء خذ العفو جرايد جرايم والى لرستان را به رقم عفو و احسان خط بطلان كشيده خدمتش را به اعطاى تاج و هاج و خلعت خاص اختصاص بخشيد . و از محاسن اطوار شهريار مرحمت شيم نسبت به ملك رستم يكى آن بود كه محاسنش را به لآلى آبدار گوهر نگار و جواهر ، [ درر ] بار نموده مدتى به آن هيأت در خدمت سدهء سدره مرتبت مىبود . و چون پادشاه سرافراز روزى چند به تماشاى آن ريش دراز پرداخت زمام مهام ايالت خرم آباد و لر كوچك را در كف كفايتش نهاده بر آن ولايت حاكم مطلق العنانش ساخت . و چون خاطر قدس مناظر شهريار عالى مآثر از فتح حويزه و