محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
144
خلد برين ( فارسى )
ذكر ظهور عصيان و طغيان محمد كره حاكم ابرقوه در دار العبادهء يزد و توجه شهريار اسكندر شكوه به عزم گوشمال آن زياده سر بد فعال از دار السلطنهء اصفهان به جانب دار العبادهء مذكور پيشتر از آن كه ماهچهء رايت تسخير شهريار كشورگير بر ولايات عراق عجم پرتو افكن گردد حكومت دار العبادهء يزد با مراد بيك بايندرى بود و بعد از ظهور شعشعهء آفتاب دولت بىزوال و توجه معسكر ظفر طراز به جانب شيراز و شكست نامراد و تسخير بسيارى از ديار و بلاد ، مراد بيك مذكور از بيم شهريار هفت اقليم ، سه طلاق بر گوشهء چادر عروس حكومت يزد بسته گريزان به هرات پيوست . و در غيبت مراد بيك ، خواجه سلطان احمد ساروئى كه وزير وى بود جمعى از مردم هر جائى را با خود متفق ساخته به ضبط شهر پرداخت . و چون خورشيد جهانافروز رايت آفتاب اشراق بر ولايت عراق پرتوافكن گرديد و خاقان والانژاد تخت سلطنت فارس و عراق را به جلوس همايون مزين گردانيد حكومت يزد را به حسين بيك لله كرامت فرموده خدمتش از قبل خود شعيب آقا نامى را از ملازمان قديم خود ، يا چوقه بيكنامى را از طوايف شاملو - على اختلاف - القولين - به داروغگى آنجا تعيين نمود و در حينى كه گماشتهء مذكور روانهء دار العبادهء يزد مىگرديد منشور عاطفت به اسم شاه تقى الدين محمد كه از اجلهء اعاظم اصفهان بود عز صدور يافت كه به يزد رفته سلطان احمد ساروئى را از مقام خلاف و عناد بگذراند . حسب الفرمان و الا شاه تقى الدين محمد به يزد رفته به حسن اهتمام در ميان ايشان به تشييد مبانى صلح و صلاح پرداخت و سلطان احمد را به عهد و پيمان مطيع و منقاد خاقان سكندر شان ساخت . و گماشتهء حاكم يزد به خاطر جمع به دار العبادهء مزبور درآمده چند روزى به مهم مرجوعه قيام نمود .