محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

132

خلد برين ( فارسى )

دربار آسمان كردار شتافتند و از خاقان ملك بخش اقليم ستان به ازاى طاعت و فرمان‌پذيرى ، منشور حكومت و سرورى و افسر سرافرازى و تشريف برترى يافتند . و چون خاطر عاطر ملك پيرا از انتظام مهام ممالك فارس بازپرداخت خاقان اقليم‌گشاى ، اعلام جهان‌ستانى به صوب تسخير ممالك عراق برافراخت . و نخست ماهچهء رايت ظفرنشان بر ساحت ولايت دار المؤمنين كاشان پرتو وصول انداخته شكاركنان در عرض راه ، فضاى كوه و صحرا را از صيد و شكار خالى ساخت . و چون مردم كاشان به قرب ورود موكب مسعود اميدوار شدند گلهاى رنگارنگ خوشدلى و شادمانى از چمن آمال و امانى ايشان شكفتن آغاز نهاد و ارباب حرف و اصحاب صناعت دست به بستن آذين گشاده تمام شهر و بازار را رشك نگارخانهء چين و غيرت بهشت برين ساختند ، و اشراف و اعيان آن بقعهء ارم نشان مانند قاضى محمد و مولانا جلال الدين مسعود كه از اعاظم فضلاى آن عهد و اوان بودند به استقبال الويهء اقبال و اعلام جاه و جلال استعجال نمودند . و شهريار روى زمين بعد از ورود به آن بقعهء ارم آئين ، ابواب خوشدلى و نشاط به گستردن بساط انبساط بر روى ساكنان كاشان گشوده مجلسى عالم افروز چون صبح عيد و روز نوروز در فضائى خلدآسا و مرغزارى طرب افزا مرتب فرمود و دختر رز را كه تا آن زمان از راندگان درگاه بود به آن مجلس بهشت آئين طلب نمود و ساقيان شكر لب شورانگيز ، گردن صراحى و غبغب ساغر در دست ، پاى دلربائى به آن بزم روحانى نهاده به دادن ساغرهاى مالامال ، داد كامروائى دادند ، و مطربان خوش‌آواز و مغنيان بدايع طراز ، ساز و آواز را با يكديگر دمساز كرده ابواب خوشدلى بر روى مجلسيان آن بزم ارم تزئين گشادند . و در آن روز فيروز ، شهريار گيتى فروز بر سرير سرافرازى و اورنگ تاجدارى جلوس فرموده پرتو احسان مجلس آراى هر يك از امراء و مقربان و حكام ديار و بلدان و اشراف و اعيان ملك فسيح الفضاى ايران را كه در آستان گردون شان بودند