محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

133

خلد برين ( فارسى )

فراخور قدر و پايه‌اى كه داشتند در آن انجمن عيش و شادمانى جاى دادند ، و ساير خواص و مقربان درگاه فلك پيشگاه جاى به جا منتظر صدور فرمان ايستادند . و چون سر سروران از بادهء نشاط و انبساط گرم گرديد خوانسالاران به موجب فرمان ، سفرهء نوال گسترده موايد گوناگون افزون از چند و چون بر سر خوان حاضر آوردند . و بعد از رفع خوان و شستن دست از آلايش اطعمهء الوان ، شهريار جهان هر يك از مجلسيان را به خلعتى خاص اختصاص بخشيد . و چون بحر مكرمت و احسان به موج آمده بود شمول اين انعام ، عموم تمام پيدا كرده در آن روز اكثر ملازمان آستان اقبال آشيان و عامهء اشراف و اعيان و ارباب و كلانتران كاشان به تشريفات شاهنشاهى مفتخر و مباهى گرديدند . بعد از انقضاى آن جشن و سور كه جمهور مردمان از نزديك و دور ، خوشدل و كامران به جا و مقام خود روان شدند الويهء اقبال و اعلام جاه و جلال به صوب صواب دار المؤمنين قم مرحله پيماى شده در آن خطهء دلپذير به عزم قشلاق رحل اقامت انداخت . و در مدت اقامت يورت قشلاق شهريار هفت اقليم خواجه شرف الدين محمودجان ديلمى قزوينى را با امير زكرياى كججى در امر وزارت شريك و سهيم گردانيد و سروران اطراف و حكام اكناف را كه روى اميد به آستان خلايق مطاف آورده بودند به الطاف شاهانه و اعطاف خسروانه به پايهء والاى خوشدلى رسانيد . ذكر توجه خاقان مظفر لوا به جانب قلعهء گلخندان و فيروز كوه و استا و بيان اسبابى كه باعث شد بر آن نهضت و الا سبق ذكر يافت كه قبل از توجه رايات ظفر [ 28 ] طراز به جانب شيراز بنا بر ظهور بغى و طغيان حسين كياى چلاوى كه مدتها حاكم فيروزكوه و دماوند و خوار و سمنان بود خاقان سكندر شان الياس بيك ايغود اوغلى خنوسلو را به حكومت آن ولايت سرافراز و