محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

130

خلد برين ( فارسى )

شعلهء تيغ درخشان و برق سنان جان ستان بر خاك هلاك انداخته دود از دودمان برآوردند و اسلمس بيك و على بيك به زخم رمح جان‌ستان غازيان از صدر زين بر زمين افتاده خرمن حيات بر باد دادند . و نامراد زشت بنياد با معدودى چند كه در اجل ايشان فى - الجمله تأخيرى بود به حال تباه و روز سياه طريق فرار پيموده به جانب شيراز در تك و تاز آمد . شهريار جم اقتدار به شكرانهء اين فتح نامدار زبان به اداى ستايش و نيايش كريم كارساز ، گوهر بار ساخته جمعى از غازيان جانفشان را كه در معركهء ميدان ، آثار جرأت و جلادت از ايشان به ظهور رسيده بود مشمول عواطف بىكران فرمود ، و فرمان و الا به اصدار فتحنامه‌ها نافذ گرديده منشيان بلاغت نشان به تحرير آن كلك وقايع نگار را گوهر بار گردانيدند . و هر يك از آن بشارتنامه‌ها را مسرعان سبك سير به اطراف و اكناف ممالك رسانيده و وسيلهء نشاط و انبساط گوش بر آواز آن مژدهء اين فتح نامدار گرديدند . و چون صيت بلند آوازگى اين فتح ارجمند كه به تازگى روى نموده مانند پرتو خورشيد عالمتاب از مشرق به مغرب رسيد ماهچهء رايت ظفر آيت شهريار جهان بر چمن همدان و دامن كوه الوند پرتو افكن گرديد و در آن مرغزار خلد آثار ، قبهء بارگاه سپهر اشتباه را به اوج مهر و ماه برافراخته آن مقام فرح‌افزا را محل نزول موكب همايون ساختند . و كرايم غنايم آن فتح نمايان بيشتر از آن بود كه محاسب وهم و خيال به تعداد يكى از صد هزار آن جرأت تواند نمود . ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ « 1 » . ذكر توجه رايت ظفر طراز پادشاه سرافراز به صوب صواب شيراز و وقايعى كه در اثناى قطع نشيب و فراز آن راه دور و دراز دست داد چون شهريار اقبالمند روزى چند در دامن كوه الوند به دسته

--> ( 1 ) - سورهء حديد ، آيهء 21 .