محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

129

خلد برين ( فارسى )

و لشكر خود عرابه‌ها مرتب داشته اطراف را به تخته و زنجير مستحكم نمود . و در روز دوشنبه بيست و چهارم شهر ذى الحجة الحرام سنهء ثمان و تسع مائه آن دو لشكر قيامت اثر و آن دو درياى تيغ و خنجر و آن دو گرداب شور و شر و آن دو كشتى بىلنگر روى توجه به قلع و قمع يكديگر آوردند . از گرد و غبار معركهء كارزار ، عينك دورنماى آفتاب عالمتاب تيره و تار گشت و از اشعهء تيغ و سنان مبارزان ، ديدهء دوربين چرخ برين خيرگى پذيرفت . تيغ يمانى آغاز سرافشانى و سنان ثعبان مثال ، بنياد جان‌ستانى نموده عقاب تير از آشيان كمان ، بال پرواز گشود . اسلمس بيك با فوجى از دلاوران تركمان از راه جانفشانى بر جنود ظفر ورود حمله آورده چرخچيان جيش منصور را از جاى برگرفته به قلب رسانيدند . مقارن آن شير بيشهء كارزار و نهنگ درياى گير و دار پيرى بيك قاجار با فوجى از غازيان جان نثار بر اسلمس بيك نابكار تاخته او را با مردمش از پشت زين بر روى زمين انداختند . و شهريار دشمن شكار را از مشاهدهء اين گيرو دار در قلب ياراى ثبات و قرار نمانده چون شعلهء آتش سوزان و مانند برق درخشان و باد وزان بر قلب مخالفان حمله‌آور گرديده آثار روز قيامت را بر ايشان ظاهر گردانيد و شير شكاران بيشهء دارو گير بر اثر خاقان كشورگير چون سيل بهار بر آن گروه خاكسار تاختن آورده نايرهء قتال و جدال را به نوعى اشتعال دادند كه شرار آن به خرمن مهر و ماه رسيد . عاقبت نسيم فتح و نصرت از مهب وَ اللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ يَشاءُ « 1 » بر پرچم رايت ظفر آيت وزيده آثار عجز و انكسار بر صفحات احوال سپاه كينه خواه تراكمه واضح و لايح گرديد و سلطان مراد نامراد به اتفاق امراء و اعيان ، عنان به صوب هزيمت و وادى فرار منعطف گردانيده شيرشكاران لشكر ظفر قرين چون شير غرين و ببر خشمگين ، طريق تعاقب فراريان پيمودند و قرب هزار كس از آن بادپيمايان را به

--> ( 1 ) - سورهء آل عمران ، آيهء 13 .