محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

116

خلد برين ( فارسى )

شكراوغلى برآورده با غنايم بسيار و اموال و اسباب بىشمار در ارباب اوغلى « 1 » به معسكر ظفر شعار ملحق گرديد و حسن خدمات شايستهء وى در نظر شهريار بنده‌پرور موقع قبول و استحسان يافته خدمتش را مشمول عنايت بىغايت گردانيد . و چون آوازهء اين فتح و ظفر در آن كشور بلند آوازه گشت قرچقاى بيك نامى از اتباع الوند ميرزا كه در آن حوالى با فوجى از تركمانان لا ابالى ، معركهء ميدان را از شيرشكاران بيشهء بلند اقبالى خالى ديده طريق زياده‌سرى و دست درازى گزيده بود ياراى اقامت در آن ولايت نديده او نيز هراسان و گريزان خود را در نخجوان به اميرزاده الوند رسانيد . و شهريار كشورگشاى بعد از فرار قرچقاى و وقوع آن فتح نمايان كه مقدمهء فتوحات بىكران بود خوشحال و خندان عنان عزم شاهانه به صوب مقصد معطوف گردانيده از راه سلطان پور قزل‌آغاج عازم نخجوان گرديد . و چون در عرض راه به مسامع جلال پيوست كه عثمان نامى از طايفهء موصلو به فرمان الوند نادان با لشكرى گران به استقبال موكب ظفر نشان روان شده شهريار شيرشكار ديگر باره پيرى بيك قاجار و حلواچى اوغلى امير شكار را با فوجى از غازيان جان نثار به ايلغار بر سر راه ايشان فرستاد و بعد از تلاقى فريقين و كشش و كوشش جانبين ، نسيم فتح و فيروزى بر پرچم رايت ظفر آيت پيرى بيك وزيده عثمان بدنام و بسيارى از اتباع برگشته ايام وى به دام اسار گرفتار گرديدند ، و سپاه بهرام صولت ، قرين فتح و نصرت ، اسيران را گرفتار بند گران و زنجير خذلان مصحوب خود گردانيده با سرهاى گردنكشان و غنايم بىكران به آستان اقبال - آشيان ملحق گرديدند . و قهرمان قهر ، خاقان بر و بحر به قتل اسيران فرمان داده به اين سياست ابواب رعب و هراس بر روى جهانيان گشاد .

--> ( 1 ) - در احسن التواريخ : « باب‌اوغلى » با نسخه بدل : « بابا اركلى » .