محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
117
خلد برين ( فارسى )
و چون اين خبر وحشت اثر به الوند بىجگر رسيد از باس و سطوت لشكر قيامت اثر چون برگ بيد بر خود بلرزيد و هراسان و ترسان با لشكرى به شمار برگ درختان و قطرات باران رخت اقامت به چخور سعد كشيد و موضع شرور را كه به زعم وى از آفات و شرور دور بود معسكر لشكر نكبت اثر نمود و با سى هزار پياده و سوار كه از اشرار روزگار فراهم آورده بود دلنهاد محاربهء خاقان و الا نژاد گرديده اسباب گيرودار مهيا گردانيد و ندانست كه كوه الوند هر چند بلند باشد در برابر آسمان با زمين يكسان است و خودنمائى شمع و چراغ چندان است كه آفتاب عالمتاب در نقاب احتجاب پنهان است . القصه چون خاقان سكندر شان به نخجوان رسيد از الوند و لشكريان وى اثرى نديد و به انهاى منهيان متحقق گرديد كه رخت اقامت به موضع شرور كشيده و در آنجا مهياى قتال و جدال گرديده ، شهريار بلند اقبال ، به قصد گوشمال وى عنان عزيمت به آن طرف معطوف گردانيد و آخر روزى با هفت هزار سوار جرار نيزهگذار كه هر يك شير بيشهء هيجا و نهنگ درياى وغا بودند نزديك به معسكر اعدا رسيده قبهء بارگاه به اوج مهر و ماه افراخته گرديد و روز ديگر كه علمداران قضا و قدر ، علم ضيا پرچم خسرو انجم حشم را شقهء جهانگشائى گشوده به دو دانگهء ميدان آسمان دوانيدند آفتاب رايت ظفر آيت خاقان قضا صولت قدر بسطت از افق معركهء كارزار طالع گرديد و تواچيان بهرام صولت به تسويهء صفوف و تعبيهء لشكر قيامت اثر پرداخته ساحت ميدان را به پرچم رنگارنگ اعلام نصرت فرجام ، رشك گلستان و غيرت باغ و بستان ساختند . خاقان كشور - گشاى سوار مركب بادپاى مانند نسيم صبا كه بر طرف گلستان گذرد بر صفوف سپاه ظفرپناه گذشته بر انغار و جوانغار لشكر نصرت آثار را به سردارى و سركردگى امراى عالى مقدار مثل حسين بيك لله و ابدال بيك دده و بيرام بيك قرامانلو و خلفا بيك و محمد بيك استاجلو و عبدى بيك شاملو و قراجه الياس باى بردلو و پيرى بيك قاجار و سارو على مهردار محكم و استوار گردانيد و بعد